حکایت ادویه ها

بسم الله النور
2016-10-15-15-34-34
ادویه ها در رنگها و طعم ها و رایحه های مختلف در هم می آمیزم…

.
.
.
ادویه ها در رنگها و طعم ها و رایحه های مختلف در هم می آمیزم تا سفره ای دلنشین به ارمغان بیاورم. اصلا همین گوناگونی ادویه هاست که مرا ترغیب میکند به ماندن در آشپزخانه.
وقتی او از دستپخت من لذت میبرد و مرا کدبانو میخواند، وقتی چشمهایش را میبندد و از ته دل میگوید طعمش عااااالی شده، چه اهمیتی دارد که دیگران درباره پخت و پز من چه نظری دارند و چه میگویند.
همین لحظاتی که من و او در مقابل هم مینشینیم، به هر بهانه ای _ که این غذاها یکی از آنهاست_ می ارزد به همه ی خستگیهایی که از صبح تا ظهر در آشپزخانه مشغول کارم ?

.
.
پ.ن: میگو رو آبپز میکنم. پیاز و سیر رو در روغن تفت میدم. بعد از طلایی شدن پیازها، میگوها رو اضافه میکنم و بعد نوبت ادویه ها میرسه. مقداری از ادویه رو مستقیما به خود میگو اضافه میکنم و مقداری هم با رب گوجه و آب ولرم مخلوط میکنم و به مواد اضافه میکنم. یه مقدار صنوبر هم به مواد اضافه میکنم.
برای ادویه هرکس باید طبق سلیقه و خواست خودش انتخاب کنه که چی اضافه کنه. این باعث میشه غذای هر کسی منحصر به دستپخت خودش باشه. به اصطلاح نمک دستشه. من زردچوبه، ادویه عربی، آویشن، نمک و فلفل، عصاره مرغ و مقدار خیلی کمی زیره سبز اضافه میکنم. طعمش برای خودم و همسرم دوست داشتنی میشه ?
2016-10-15-15-43-08