هدیه زمستانی

بسم الله النور
Shell WWW.ElhamBanoo.Com ElhamFB
اولین دانه برف زمستانی، مامور رساندن این خبر به دریابانو بود.

.
.
شال بزرگ بافتنی اش را دور خودش پیچیده بود و روی سکوی سفیدی در ساحل نشسته بود و به موجهای خروشان دریا نگاه میکرد. هوا حسابی سرد شده بود. ابرهای تیره خود را به ساحل میکشاندند و رنگ آسمان رو به سرخی بود . ناگهان از اولین ابر تیره ای که خود را به بالای ساحل رسانده بود، یک دانه برف کوچک به سمت ساحل افتاد و گونه ی دریابانو را بوسید. آسمان خبر آمدن زمستان را آورده بود. اولین دانه برف زمستانی، مامور رساندن این خبر به دریابانو بود. مدتها منتظر رسیدن این خبر بود و حالا با همه وجودش آن را حس میکرد.

حالا وقت آن بود که برای دخترِ زمستان هدیه ای مهیا کند و زادروزش را تبریک بگوید. باید قبل از آنکه دانه های برف روی ساحل جا خوش کنند و همه جا را یکدست رنگ سفید بپاشند، صدفهای سالم را از لابلای شنهای ساحل پیدا میکرد و برایش میفرستاد. میدانست که دختر زمستان عاشق دریاست و چند وقتیست بین او و دریا فاصله افتاده است. دلش میخواست با صدفهایی که همسایه ی موجهای کوچک و بزرگ دریا شده اند و زمانی ساکن آن، دلتنگی دختر زمستان را کم کند. هر صدف سالمی که می یافت، رو به دریا میگرفت و برای دختر زمستان یک آرزوی خوب میکرد. دستهایش پر شده بود از صدفهای ساحل که هر کدام آرزویی را با خود حمل میکردند. هنوز آرزوهای قشنگش برای دختر زمستان تمام نشده بود اما دستهایش برای صدفهای بیشتر جا نداشت. آخرین صدف را به زحمت برداشت و آرزو کرد دوستی شان دوبرابر شود و کینه ای از هم در دلشان جای نگیرد.

صدفها را لای یک کاغذ پیچید. روی کاغذ نوشت:« برای دختر زمستان، همراه با آرزوهای قشنگ… از طرف دریابانویی که همیشه به یادت است»

پی نوشت:
عنه صلی الله علیه و آله : تَهادَوا ؛ فَإِنَّ الهَدِیَّهَ تُضَعِّفُ الحُبَّ ، وتَذهَبُ بِغَوائِلِ الصَّدرِ .
رسول خدا صلی الله علیه و آله : به یکدیگر هدیه بدهید؛ زیرا هدیه ، دوستى را دو برابر مى کند و کینه هاى درون سینه ها را مى زداید .
المعجم الکبیر : ۲۵/۱۶۳/۳۹۳ عن اُمّ حکیم بنت وداع الخزاعیّه ، مجمع الزوائد : ۴ / ۲۶۰ / ۶۷۱۹.