نوروز ۹۴

بسم الله النور
Nowruz ElhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-
گزارشی از این روزها

nowruz 5 ElhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-

من فقط عید نوروز ۸۷ ایران بودم. آن هم آنقدر دستمان بند کارهای دیگر بود که از حال و هوای بیرون از خانه خبردار نشدم. وقتی به خودم آمدم دیدم کنار سفره هفت سین نشسته ام و سال تحویل شده است و چند روز بعدش به امارات برگشتم. البته مادرم میگویند، نوروزِ دوسالگی ام هم در ایران بوده ام. ولی من هیچ خاطره ای از آن ندارم. اینبار برای آمدن به ایران وحال و هوای نوروزی ذوق بیشتری داشتم. وقتی تصمیم ناگهانی گرفته شد که دقیقا برای عید نوروز و سال تحویلی ایران باشیم، ذوقم بیشتر شد.
پنجشنبه ظهر ۲۸ اسفند۹۳ ، هواپیما روی زمین وطن نشست. یک خواهرزاده ی هیجان زده با یک شاخه گل رز صورتی به استقبال آمده بود که با همه ی قوا به سمتم می دوید و خودش را پرت کرد توی بغلم. به اول شهر که رسیدیم، دکه های نوروزی مشغول فروش سبزه و ماهی و هفت سین بودند. من این صحنه ها را فقط در عکس ها و تلویزیون دیده بودم. الان داشتم از نزدیک می دیدم و چقدر دوست داشتنی بود برایم.

پنجشنبه عصر با خواهرم توی شهر و فروشگاهها و بین مردم قدم زدیم. از شلوغی این روزها زیاد شنیده بودم. بین شلوغیهای فروشگاههای مختلف هم زیاد بوده ام. اما این شلوغی فرق داشت. دیدن مردم و ذوقشان برای خرید عید خیلی لذت بخش بود. انگاری همه ی مردم همدل و همزبان بودند. همه هدف مشخصی داشتند. بین مردم قدم زدم و ذوقشان از دیدن کالاهای پشت ویترین مغازه ها را نگاه میکردم و دلم شاد می شد. آرزو کردم جیب همه شان پر از پول باشد تا قشنگترین لباسهای عید را بخرند. من هم برای خودم یک قواره پارچه مشکی چادری خریدم تا برای سفرم به مشهد بدوزم. همین چند لحظه که در خیابان و بازار بودیم، حس خیلی خوبی داشتم. مخصوصا اینکه نم نم باران هم شروع شده بود و نورعلی نور شده بود.

جمعه صبح، خواهرم یک صبحانه عیدانه و خوشمزه درست کرده بود و همگی دور هم برای لحظه ی سال تحویلی برنامه میریختیم. تصمیم بر این شد که خواهرم و شوهر خواهرم قبل از سال تحویل، دنبالمان بیایند و همگی با هم به یکی از امامزاده ها برویم. عصر روز جمعه به همراه خواهر و شوهر خواهرم با ماشین چرخی در سطح شهر زدیم و من به دنبال هفت سین فروش ها بودم که از آنها عکس بگیرم و در آرشیو عکسهای یادگاری ام نگه دارم. همراهی فروشنده ها برای گرفتن عکس، خیلی خوب بود. جمعه شب شرشر باران بود و آش داغ نذری. چقدر تزیین روی آش با کشک، پیاز داغ و نعناع داغ را دوست دارم.

طبیعی است که در کنار همه ی اتفاق ها و صحنه های قشنگ، لحظه های ناراحت کننده هم وجود داشته باشد و همینها باعث بانمک شدن روزهای زندگی مان میشود. یکی از اتفاقهای بد این روزهای من این بود که برای سال تحویل خواب ماندم. نمیدانم چرا موبایلم را سایلنت کردم و خوابیدم. بقیه هم به همین صورت. ساعت ۳ بامداد یک مرتبه بیدار شدم و ۱۲ تا میس کال و ۵ تا پیامک از خواهرم روی صفحه موبایلم بود. خواهرم فکر کرده بود تصمیم ما عوض شده و بعد از بی جواب ماندن تماس ها و پیامک های من، خودشان به امامزاده رفته بودند. خیلی افسوس خوردم. کلی حرف و دعا توی دلم آماده کرده بودم که موقع سال تحویل با خدا همکلام شوم اما نشد. احساس کردم آن همه ذوفی که برای نوروز امسال داشتم، بی نتیجه ماند. تا روشن شدن هوا، سعی کردم با خودم کنار بیایم و از خواب ماندنم، ناراحت نباشم. بوی سبزی پلو با ماهیِ روز اول عید که در خانه پیچید، باز هم شور و شوق نوروزی به سراغم آمد و شاد شدم.

غروب روز عید، برای نماز مغرب و عشا به یکی از مساجد قدیمیِ شهر رفتیم. مسجد خلوت بود اما خیلی دلنشین بود. بعد از نماز به زیارت یکی از امامزاده ها رفتیم. ایشان فرزند امام محمد باقر(غ) بودند و مقبره و بارگاه بسیار کوچکی اما باصفایی داشتند. مخصوصا گلدانهای سنبل و شب‌بو، صفایش را دو چندان کرده بود. شب هم به مهمانداری گذشت و بسیار لحظات دوست داشتنی بود دیدن کسانی که چندماهی ندیده بودم. اینکه ساعت موبایل از ۱۱:۵۹ شب، یک مرتبه شد ۱:۰۰ هم اتفاق جالبی بود :)

صبح روز دوم عید، بیشتر نانوایی ها بسته بود. دلم عجیب نان بربری میخواست. اصلا صحیح نیست کسی به ایران بیاید و همان روزهای اول ورودش نان بربری نخورد. متاسفانه از نان بربری خبری نبود و ما به نان سنگک اکتفا کردیم. صبح به دید و بازدید گذشت و بعد با یک قهوه و شیر در خانه خواهر، استراحت کردیم. عصر امروز به پارک رفتیم. شاید باورتان نشود ولی من اولین بار بود که این شکوفه های سفید را از نزدیک می دیدم. خیلی از دیدنشان خوشحال شدم. هوا سرد و ابری و بارانی بود.

نمیدانم چطور شکر این همه نعمت را به جای آورم. شکر نعمتِ این روزهای قشنگ، این آسمان پر از ابر، نم نم و شرشر باران، هوای سرد و خنک، سرسبزی و شکوفه ها و این طبیعت خدادادی. اینها برای من نعمت کمی نیستند که بتوانم به راحتی از کنارشان بگذرم. خدا را شکر.

تصاویر:
Nowruz1-2 ElhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-
.
nowruz1 Elham FB
.
nowruz2 ElhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-
.
nowruz 7 ElhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-
.
Nowruz 8 ElhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-
.
nowruz9 elhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-

نوروزتان مبارک :)