عطر نرگس

بسم الله النور

عطر شفابخش گلِ نرگس

.

.

توی اتوبوس نشسته بودم و سرم را تکیه داده بودم به پنجره. هوا سرد بود و خودم را با پالتو گرم نگه داشته بودم. فکرم درگیر مسائلی بود که هنوز نتوانسته ام با آنها کنار بیایم. داشتم با خودم فکر میکردم که دو سال است که به طور کامل ساکن ایران و مشهد شده ام و زندگی میکنم اما هنوز هضم خیلی از مسائل برایم سخت است. دو سال مدت زمان زیادی است. هر جایی فرهنگ خاص خودش را دارد و برای کسی که به تازگی وارد آن جمع میشود، تطبیق دادن خود با آن فرهنگ زمانبر و سخت است. این سختی وقتی برایم تبدیل به غصه و درماندگی میشود که کاری اداری یا مرتبط با مسئول مرکز یا موسسه ای باشد. اکثر اوقات از نحوه برخورد و نوع پاسخگوییشان متعجب و شوک میشوم. آن روز هم چنین چیزی بود. سرم را به پنجره تکیه داده بودم و سعی میکردم معادلات ذهنم را طوری کنار هم بچینم تا به یک جواب برسم و از این همه درگیری فکری بیرون بیایم. اما به نتیجه ای نرسیدم. چشمم خورد به گلفروشی. انگشتانم شیشه سرد و یخِ پنجره را لمس کرد. دلم رفت پیش مادرم. مغزم از لابلای حرفها و خاطراتی که در خودش ثبت کرده، صدای مادرم را آورد به ذهنم که :« هر وقت دلت غم گرفت، یه دسته گل نرگس بخر و بزار تو گلدون و کنارش بشین و هی بو بکش.»

فصل سرما که از راه میرسد، مادرم مشتریِ ثابتِ گلفروشی محله شان می شود. دسته های نرگس را توی گلدان بلوری میگذارد و چند قالب یخ توی آن می اندازد و گلدان را پر از آب می کند. روزها گلدان روی اوپن آشپزخانه است و شبها روی تراس. گل نرگس در هوای سرد ماندگاری بیشتری دارد. وارد خانه که می شوی، عطرِ نرگس هوش از سرت می برد. مادرم معتقد است، رایحه ی نرگس، همه نوع بیماری را از بین میبرد و هر ناراحتی و غصه و افسردگی و دلتنگی را دود میکند می برد هوا.

.

.

از امیرمؤمنان على علیه السّلام نقل شده است :
تشمّموا النرجس – ولو فى العام مرّه – فان فى قلب الانسان حاله لا یزیلها الّا النرجس

گل نرگس را – دست کم در هر سال یک بار – ببویید؛ زیرا در دل انسان حالتى است که تنها گل نرگس آن را مى زداید.

(تمام نهج البلاغه ، تحقیق و تنسیق صادق الموسوى ، ص ۵۴۷.)