من و زمستان

بسم الله النور
WinterIsAwesome ElhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-
زمستانهای خیلی سردِ زندگیِ من

.
.
اولین بار که برف را از نزدیک دیدم، سه سالم بود. اصفهان بودم و حیاط خانه پر از برف شده بود. از شیشه پنجره، برادر و خواهرهایم را تماشا می‌کردم که مشغول ساختن آدم‌برفی بودند. آنقدر به مادرم اصرار کردم تا اجازه داد من هم به حیاط بروم. آن روز اولین آشنایی من و زمستانِ واقعی بود.

از زمستانهای سرد و برفی ساوت‌همپتون در ۴ سالگی و ۵ سالگی هم خاطرات خوبی دارم و یادآوری آن روزها، خاطرات خوشِ دوران کودکی‌ام را زنده میکند. از آن دوره دیگر زمستانِ واقعیِ برفی را ندیدم تـا همین ۴ سال پیش.

۴ سال پیش برای تعطیلات عید قربان به مشهد رفتم. هوا سرد و بارانی بود. یک روز صبح از خواب بیدار شدم و پرده را کنار زدم تا آسمانِ ابری را ببینم. دقیقا همان روز مصداق « یک صبح دل‌انگیزِ برفی» بود. همه‌ی شهر سفید شده بود. راه رفتن توی حرم زیرِ بارش ریز برف، آنقدر دوست داشتنی بود که نمیتوان وصفش کرد.

آسمان ابری و هوای سرد و پوشیدن لباسهای گرم و شال و دستکش و هر چیزی متعلق به زمستان باشد را دوست دارم. خاطرات خوبی دارم از همه اینها دارم. حتی زمستانهای ابوظبی که برفی و بخبندان نیست، هم دوست دارم. آسمان و زمین و باد و ابرها، دست به دست هم میدهند و روزها و شبهای خنک و دوست داشتنی را برای مردم این شهر به ارمغان می‌آورند.

بهار و تابستان و پاییز را خیلی دوست دارم و از وجودشان لذت میبرم، اما همه‌ی سال را منتظر می مانم تا این فصل زیبای خداوند برسد و به تماشای زیبایی هایش بنشینم. حتی اگر برف هم نبارد، هوای خنکش دل انگیز است. وقتی ۱۰ ماه از سال گرم و عرق ریزان باشد، زمستانِ معمولی هم غنیمت است.