خاطرات من و مترو

از آنجایی که من در ابوظبی زندگی می‌کنم، رفت و آمدم به دبی کمی سخت است. جالب اینکه انقدر که من کارها و برنامه هایم در دبی پیش می‌رود، در ابوظبی نیست. نه اینکه در ابوظبی این امکانات نباشد؛ بلکه امکانات خیلی خوبی هم هست اما ترحیج من دبی است. همیشه برای رفتن به دبی باید کسانی را معطل خودم میکردم. قبل‌تر ها که از اتوبوس برای رفتن به دبی استفاده نمیکردم، پدرم باید مرا از اینجا به دبی میرساند و برمیگشت. آن هم وسط هفته. گاهی هم مثلا برای روز سه شنبه وقت دکتر داشتم، از جمعه که منزل خواهرم مهمان میشدیم، دبی می ماندم تا سه شنبه که وقت دکتر داشتم. حتی تا جمعه ی هفته ی بعدش می‌ماندم تا دو مرتبه پدر به دبی بیایند. در دبی هم باید خواهر یا برادرم معطل کارهای من می‌شدند.

اولین استارت برای پایان دادن به این همه اذیت و آزار دیگران, ابتدای تابستان امسال زده شد. وقتی برای گرفتن مدرک دانشگاهی با اتوبوس خودم تنهایی، آن هم نه اتوبوسِ دانشگاه بلکه اتوبوس بین شهری، به دانشگاه رفتم. بعدها هر بار خواستم وسطِ هفته به دبی بروم، از همین اتوبوس های بین شهری استفاده کردم. علت اینکه راغب تر شدم این بود که نظافت و هوای درون اتوبوس ها بسیار مطبوع و عالی بود. حتی از پذیرایی خدمه اتوبوس هم خوشم آمد. اما با این وجود به دبی که می‌رسیدم ، باید برای خواهر یا برادرم این مزاحمت را ایجاد میکردم که مرا به مقصد نهایی برسانند و کارهایم که تمام شد، دومرتبه به ایستگاه اتوبوس برگردانند.

دیروز خواهرم میهمان داشت و نمیتوانست دنبالم بیاید. قرار بود به برادرم زنگ بزنم. اما دلم نیامد در آن وقت روز مزاحمش شوم. تصمیم گرفت مرحله دوم مستقل شدن را عملی کنم. اینکه در دبی هم خودم کارهایم را انجام دهم.وقتی اتوبوس در ایستگاه دبی متوقف شد، خودم را آماده کردم که به سمت صف تاکسی بروم. ناگهان جرقه ای در ذهنم زده شد. چرا با مترو نرم؟ ایستگاهش دقیقا روبرویم بود. با خودم کلنجار رفتم که اگر کثیف باشد و نشود جایی نشست و یا دست به جایی گرفت چه؟ اگر شلوغ باشد چه؟ فقط و فقط یکبار از متروی دبی استفاده کرده بودم آن هم وقتی که به تازگی افتتاح شده بود و طبیعتا خیلی تمیز و مرتب بود. اما حالا چند سال از آن روز گذشته است.

اولین بار که سوار مترو شدم، چندین سال پیش در لندن بود. ایستگاه های مترو زیرزمینی بود و هیچ وقت احساس امنیت در این ایستگاهها نداشتم. هرچند قطارها تمیز بود و بی اخلاقی از مسافرها در قطارها ندیده بودم. تابستان سالِ گذشته هم یک‌بار از متروی تهران استفاده کردم. خیلی شلوغ و تاریک و درهم برهم بود. آنجا هم احساس امنیت نداشتم.

اولین بار که برای جابجایی از متروی دبی استفاده کردم، چند سال پیش بود. آن هم نه بخواستِ خودم که به اصرار خواهرم. چون وقت کمی داشتیم و باید هر چه زودتر کارها را انجام می‌دادیم. از طرفی در آن ساعت تاکسی هم پیدا نمیشد. من کلا دیدگاه بدی نسبت به استفاده از وسایلی که خیلی عمومی باشند، دارم. مثلا اتوبوس و مترو و سرویس های بهداشتی در مراکز خرید. به هر صورت خواهرم مرا راضی کرد و رفتیم بلیط برای یک رفت از محلی که بودیم تا به مقصد مورد نظرمان گرفتیم. خب زیاد به یاد ندارم که چه شد. در نهایت همه اش با تکیه بر خواهرم پیش رفت. تجربه بدی نبود. مترو به تازگی افتتاح شده بود و بسیار تمیز و مرتب و روشن بود.

بزرگترین مزیت متروی دبی این است که ایستگاه هایش، زیرزمین نیست و آن احساس ناامنی که در لندن و تهران داشتم، دراینجا نداشتم. دیروز که دو مرتبه از آن استفاده کردم، با تعجب دیدم باز هم به همان تمیزی و مرتبی همان سال اول است که به تازگی افتتاح شده بود. شاید یکی از دلایل آن جمعیت دبی باشد که نسبت به تهران و لندن کمتر است و در نتیجه افراد کمتری از مترو استفاده می‌کنند. همچنین پلیس و مامورهای مترو در همه ی قسمت های ایستگاه حضور دارند. خوردن و آشامیدن و حتی جویدن آدامس در سراسر قطار ها و ایستگاهها ممنوع است و جریمه نقدی دارد. گذاشتن پا بر روی صندلی های قطارها، رعایت نکردن حق دیگران و جا ندادن به افرادی که واجد شرایط برای نشستن برای صندلیها هستند، به همراه داشتن وسایلی که در هنگام حرکت قطار به دیگر مسافران آسیب برساند و همه ی کارها و چیزهایی که باعث شود این آسایش و امنیت و پاکیزگی و مرتبی فضای ایستگاه های مترو و قطارها بهم بزند شامل جریمه نقدی میشود. البته که اگر این جریمه ها هم نبود، شاید افرادی که از مترو استفاده میکنند، بازهم رعایت میکردند. این را میتوان از افرادی که در هر سری در قطار ها دیدم، حدس بزنم.

خلاصه با مترو به مقصد مورد نظر رسیدم و کارهایم که تمام شد با مترو به نزدیک ترین ایستگاه به خانه خواهرم رفتم و بعد با تاکسی خودم را به خانه شان رساندم. زنگ زدم و در را باز کردند. تعجب همه از اینکه چطور تا اینجا آمدی و خوشحالی خودم از مستقل شدنم. اصلا دوس داشتم خودم را محکم بغل کنم و آفرین بگویم. این حسِ خوش آمدن ِ از خود شاید مسخره باشد، اما خیلی خیلی شیرین است.

عکس

همه هزینه رفت و آمد من از ابوظبی به دبی با استفاده از مترو و رفتن به مقصد مورد نظر، ۸۲ درهم شد. حال آنکه اگر* میخواستم در دبی با تاکسی جابجا شوم، هزینه اش ۱۹۲ درهم میشد. برای من که ابوظبی زندگی میکنم، هزینه ی تاکسی‌های دبی نسبت به ابوظبی سرسام‌آور است.