اولین روز ِ کاری

عکس

یک دامنِ رسمیِ مشکی بلند

یک بلوز سفید ِ فوق العاده رسمی

یک کت ِ رسمی ِ مشکی

یک جفت کفش چرمی ِ ساده ی مشکی

یک کیف مشکی ِ دسته دار

یک مقدار برگه ی پرینت گرفته

همه ی امروزِ من بود برای اولین روزِ کاری ام

صبح علی الطلوع سوار باص شدم. همه ی آنهایی که سوار می‌شدند هم پیدا بود داشتند میرفتند سر کارشان. حسِ خوبی داشت. مثل همه ی شاغلین، قبل از وقت موعود رسیدم به محل کار، وارد کافه شدم و قهوه سفارش دادم.

سر ساعت وارد ساختمان ِ محل ِ کار شدم. من و همه ی آنهایی که روزِ اولِ کارشان بود، وارد اتاق کنفرانس شدیم. یک عالمه توصیه های مختلف و بایدها و نبایدها شنیدیم. قسمت جذابِ بحث آنجایی بود که گفتند « شما اجازه دارید از سیستم های محل کار برای کارهای شخصی از جمله چک کردن فیسبوکتون، توییترتون، و بقیه شبکه های اجتماعی استفاده کنید و ایمیل های شخصی تون رو چک کنید به شرطی که به کارتون لطمه ای نزنه».

بحث به میزان حقوق ها و حساب‌وکتاب آن در وقت مرخصی رسید. بحثِ خیلی مهمی بود برای بقیه. اما من… . من هم دوست داشتم که حقوقم برایم مهم باشد و نسبت به کم و زیاد شدنش نگران باشم. در آن لحظه دلم خواست استقلال مالی داشتم. مثل همه ی آنهایی که آنجا بودند.

اولین روز فقط به معارفه گذشت. هرچند روز پر دردسری نبود. اما خسته شدم. برگشتم خانه و از خودم پذیرایی کردم. یک فنجان موکاچینوی خوشمزه.

از فردا به طور رسمی وارد محیط کار می شوم.

شاغل شدنم مبارک!

2 دیدگاه برای «اولین روز ِ کاری»

  • دوشنبه , ۹ دی , ۱۳۹۲ در t ۷:۳۵ بعد از ظهر
    Permalink

    پُر از خوبی باشه برات :*

  • سه شنبه , ۱۰ دی , ۱۳۹۲ در t ۸:۱۱ بعد از ظهر
    Permalink

    مرسی :**

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.