لحظه های خداحافظی

آدم ها از بعضی از خداحافظی‌ها خوشحال می‌شود. همان‌هایی که بعدش نفس راحتی می‌کشیم و با شادی راه‌مان  را کج می‌کنیم و می‌رویم. گاهی وقتها هم دوست داریم این خداحافظیِ آخری باشد که آن صحنه و آن شرایط را تجربه می‌کنیم.

اما برعکس، بعضی از خداحافظی ها خیلی دردناک هستند. حتی با آنکه بدانی آخرین خداحافظی نیست. حتی اگر بدانی جمعه دوباره همه دور هم جمع می‌شوید و دوباره هم را می‌بینید. حتی اگر دیدار هم نباشد و یک مکالمه‌ی تلفنی یا اینترنتی با عزیزانت باشد.

همه ی عمرم، پر است از این خداحافظی های دردناک. با اینکه میدانم باز هم قرار است دور هم جمع شویم و هم را ببینیم، با اینکه میدانم همین هایی که هستند هم قرار نیست جای دوری بروند و سرجایشان هستند تا من دوباره برگردم؛ اما باز هم دردناک میشود برایم این خداحافظی‌ها.

می‌گویم خداحافظ، تک تک‌شان را می‌بوسم و بعد که خودم تنها می‌شوم، بغض میکنم و اشک می‌ریزم و از خدا می‌خواهم برساند آن روزی را که در کنار همه‌ی عزیزانم، همه‌ی همه‌ی عزیزانم باشم.

نمی‌دانم حکمت‌ش چیست که یکی‌مان آن سر دنیا باشد و یکی یک کشور دیگر و آن یکی شهری دیگر. اصلا خانواده‌ی پرجمعیت مزه اش به این است که همه دور هم باشند. یک جمعیتی که همیشه باهم باشند. حتی وقتی که ازدواج کنند و بچه دار شوند، باعث شود این خانواده بزرگ و بزرگ‌تر شود. دلم از آن خانه های قدیمی ایرانی میخواهد که هر گوشه اش یک خانه‌ی مستقل است، اما همه با هم هستند. نه تنها از تعداد اعضای خانواده کم نمی‌شود که زیاد و زیادتر هم می‌شود. همه‌ی عروس‌ها و دامادها و برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌ها که عضوهای جدید خانه می‌شوند. حیاطش یک حوضِ بزرگ آبی پر از ماهی قرمز داشته باشد و عصرها همه‌‌ی خواهرها و برادرها و مادر و پدر ِ خانواده دور هم جمع باشند و بچه ها مشغول بازی و خوشحال از اینکه یک عالمه همبازی دارند.

عکس

همیشه بعد از خداحافظی، این ابر دوست داشتنی بالای سرم نقش می‌بندد و آنقدر به این خیال دلبسته می‌شوم که دوست ندارم بپرانم‌ش. دوس دارم خانه‌ی هر کدامشان را در هر گوشه‌ی حیاط مشخص کنم و در خیالم داستانی بیافرینم. داستانی پر از همان اتفاق های که دوست دارم. داستانی خالی از خداحافظی‌های دردناک

وقتی این خانواده ی پر جمعیت با گذشت زمان، کوچک و کوچک تر شود، به جای شادی همه اش غم به دلها می‌آورد. اما باز هم شکر. خدای مهربانم بخاطر همین هم شکر. بخاطر همین که هر چند وقتی دور هم جمع می‌شویم، حتی اگر یکی دوتای‌مان کم باشد،شکر