صبحانه همزادانه

BreakFast FSN ElhamFB

معمولا دوستهای خوب عادت دارند زود به زود همدیگر را ملاقات کنند. مخصوصا وقتی که سلیقه و علائقشون شبیه هم باشه و کلی اشتراکات شگفت انگیز باهم داشته باشند. قبلتر درباره همزادم نوشته بودم. بله منظورم فاطمه سادات است.
خب فرصتی پیش نمی آید که من به مسقط بروم یا فاطمه سادات به ابوظبی بیاید. کلی حسرت خوردن دو فنجان چای باهم در کافه شکسپیر را در دل داریم. خب چه می شود کرد دیگر.
اما این جغرافیا نباید مانع باهم بودنِ دو دوست خوب شود. دیروز ما صبحانه را باهم خوردیم. از قبلش هماهنگ کردیم که چه چیزی برای صبحانه دوست داریم. از آنجاییکه ظرفهایی شبیه به هم داریم و سلیقه های شبیه بهم، ترتیب یک صبحانه شبیه بهم را دادیم.
باز هم از واتساپ متشکرم که باعث برقراری این ارتباط شد. با هم شروع کردیم به خوردن و کلی حرف زدیم. شاید باورتان نشود ولی حتی بهم تعارف کردیم. بله از همین راه دور حتی وسط حرف همدیگر پریدیم که قهوه سرد نشود و گفتیم و درددل کردیم :)) درست شبیه وقتی که با دوستت بخواهی بروی در یک کافه ی خلوت بشینی و چند لحظه ای باهم خوش باشید و از هر دری حرف بزنید و لیوان داغ قهوه را در دست بگیری و در خوردنش تعلل کنی، چون حرفهایت مهمتر است در آن لحظه.

سفره صبحانه همزاد جان
سفره صبحانه همزاد جان

نزار قبانی میفرماد:

شعر را با تو قسمت می کنم
همان سان که روزنامه ی بامدادی را
و فنجان قهوه را
و قطعه ی کروسان را
کلام را با تو دو نیم می کنم

6 دیدگاه برای «صبحانه همزادانه»

  • یکشنبه , ۱۴ اردیبهشت , ۱۳۹۳ در t ۶:۴۰ بعد از ظهر
    Permalink

    خیلى خوووب بود و خوش گذشت همزاد جان.
    ممنون از پیشنهاد خوبت، ممنون تر با قلم روانت شرح دادى :*

  • یکشنبه , ۱۴ اردیبهشت , ۱۳۹۳ در t ۶:۴۶ بعد از ظهر
    Permalink

    فدای تو :***
    به امید صبحانه ها و عصرانه های بیشترررر :)))

  • دوشنبه , ۱۵ اردیبهشت , ۱۳۹۳ در t ۷:۱۲ قبل از ظهر
    Permalink

    بوس برای فاطمه سادات که همیشه یه طور خاصی دوستش دارم :) :*

  • دوشنبه , ۱۵ اردیبهشت , ۱۳۹۳ در t ۵:۴۸ بعد از ظهر
    Permalink

    میشه منم یه طورِ خاص؟:دی

  • سه شنبه , ۱۶ اردیبهشت , ۱۳۹۳ در t ۷:۱۵ قبل از ظهر
    Permalink

    بزار حالا فکراما بکنم :دی

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.