همکارهای نازنین

2sis

نمیدونم اسمِ امروز رو چی بزارم. نمیتونم بگم فقط روز خوبی بود. امروز بیشتر از یک روز خوب بود. انگاری خدا دلش برای خنده های من تنگ شده باشه و مهربونیهاش رو به سمتم روانه کنه و بخاد من بخندم و خودش تماشام کنه.

خب، اول اینکه این دو نفره های خواهرانه ای که در تصویر بالا میبینید، قراره دوباره تکرار شند. اما این بار در ایران. بله قراره برای یه مدت کوتاه برم ایران، آن هم با خانواده‎ام-دسته جمعی- و لذت ببرم از بودن پیش خواهرم و خواهرزاده ام و دوستانم و از همه مهمتر خوشا به حالِ من که زائرِ امامِ رئوف خواهم شد.

pizza Elham Saturn

برای همین، امروز در محل کار، پیتزا سفارش دادم تا قبل رفتنم با همکارها روز خوبی رو گذرونده باشیم. همه ذوق زده شدند و خوشحال. من از دیدنِ ذوقشون بیشتر خوشحال شدم. پیتزای خوشمزه ای بود و حسابی چسپید. اما این همه‌ی قضیه نبود که…
WeWillMissYou ElhamSaturn

متوجه غیبت دو تا از همکارها شدم. بعد از نیم ساعت با دستِ پر برگشتند. یک کیک شکلاتی ِ فوق العاده خوشمزه که روی اون نوشته بود «دلمون برات تنگ میشه الهام». نمیدونم میتونید منو در اون لحظه تصور کنید یا نه.
WeWillMissYou ElhamSaturn
خیلی خوشحال شدم و ذوق کردم. بیشتر ذوق کردم برای پیدا کردن همچه همکارهای نازنینی که دیگه فقط همکار نیستند و با هم دوست شدیم. یکیشون میگفت از وقتی من اومدم بینشون، اونها هم بین خودشون بیشتر دوست شدند :)). حالا تعریف از خود نباشه ولی بعد از یه سری نارفیقی که دیدم و صدام درنیومد، خدا حسابی امروز سورپرایزم کرد با دوستای جدیدی که بهم هدیه داد. از اینکه در این مدت کم، رابطه ی خیلی خوب و صمیمی با هم برقرار کردیم، خوشحالم و راضی.
CheesCake ElhamSaturn
ناگفته نماند که یک روزِ قبل هم یکی از همکارا برام چیزکیک درست کرده بود که توی سفر به یادش باشم و براش چیتوز کرانچی و شیرینی های ایرانی بیارم. چیزکیک خوشمزه‌ای هم شده بود.

Gift ElhamSaturn

یکی از همکارها هم این گلدون کوچولویِ ناز رو بهم هدیه داد. این گلدون جدید رو به همراه دوتا گلدونهای خودم بردم خونه خواهرم و گفتم:« این سه هفته ای که نیستم، مراقب بچه هام باش».

خیلی خوشحالم. از این روز خیلی خوب و از داشتن همکارهای خیلی خوب تر و از اینکه چند روز دیگه ایران خواهم بود و چند روز بعدترش زائرِ امام رئوف.
خدا رو برای همه ی مهربونیهاش شکر

10 دیدگاه برای «همکارهای نازنین»

  • یکشنبه , ۱۷ فروردین , ۱۳۹۳ در t ۷:۰۴ قبل از ظهر
    Permalink

    الهی شکر :)
    میدونی که از خوشی هات شاد میشم ، مخصوصا وقتی این طور خوب و دلنشین بیانشون میکنی که حس میکنم کنارتم

  • یکشنبه , ۱۷ فروردین , ۱۳۹۳ در t ۶:۳۸ بعد از ظهر
    Permalink

    آخیییییییییییییییی چ باحال رفتن کیک گرفتن:))

    الیییییییییییی تهران نمیای نه؟:((

  • سه شنبه , ۱۹ فروردین , ۱۳۹۳ در t ۷:۵۹ قبل از ظهر
    Permalink

    نه تهران نمیاییم :(

  • سه شنبه , ۱۹ فروردین , ۱۳۹۳ در t ۸:۰۱ قبل از ظهر
    Permalink

    مررررسی عزیززززم :*

  • سه شنبه , ۱۹ فروردین , ۱۳۹۳ در t ۶:۰۰ بعد از ظهر
    Permalink

    بد:(

  • پنجشنبه , ۲۱ فروردین , ۱۳۹۳ در t ۰:۲۵ قبل از ظهر
    Permalink

    بس که نازنینی حسِ خوب رو به همه منتقل میکنی

  • چهارشنبه , ۲۷ فروردین , ۱۳۹۳ در t ۷:۰۰ قبل از ظهر
    Permalink

    زیارتت قبول:*

    بازم :(

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.