میهمان

guest ElhamFB

خیلی وقت بود دوستی به خانه ام نیامده بود. امروز که دوستم سرزده آمد، هم خوشحال شدم هم ناراحت. خوشحال از دیدنش و اینکه بعد از مدتها کسی به این خانه آمد. ناراحت از اینکه چرا از قبلش خبر نداده بود تا برایش چیزهای خوشمزه تدارک ببینم.
میهمانداری را دوست دارم. البته نه اینکه هر کسی میهمانم باشد. آدم های دوست داشتنی که از بودن در کنارشان لذت ببرم و احساس آرامش کنم. دوست دارم همه ی هنرم را برای میهمانم پیاده کنم و وقتی از خانه ام میرود با خاطره ای خوشمزه و دلی خوش برود.
امروز به همراه میهمانم، عصرانه ی یک ساعته ی خوبی گذراندیم. احوال هم را پرسیدیم و از تغییراتی که در این مدت در زندگی مان رخ داده و از خاطرات خوش گذشته.
این که میگویند میهمان حبیب خداست، راست می گویند. شاید حتی میهمان از نوع سرزده، فرستاده ی خدا هم باشد. مثلا یک وقتی که حوصله نداری و بخاطر موضوعی فکرت درگیر است، خدا یکی از آن حبیب هایش به سویت بفرستد تا حال و هوایت را عوض کند. درست مثل امروز :)
مرسی خدا جونم.