عدالت خدا

بسم الله النور

هر وقت به عدالت و حکمت خدا شک کردیم، آن وقت فاتحه زندگی مان را باید بخوانیم. .

.
خداوند عادل است. اینطور نیست که در حق بنده ای ظلم کند و در حق دیگری بیش از حد نعمت عطا کند‌. اگر با خودمان گفتیم چرا فلانی نعمتی دارد که من ندارم و یا چرا سختی هایی که من در زندگی دارم، دیگری ندارد، باید به خودمان نهیب بزنیم و فاصله بگیریم از این طرز فکرها که اینها آغاز شک کردن به عدالت خداست و انتهای خوبی ندارد. بیشتر چشم زخم ها هم بخاطر همین افکار رخ میدهد. به دلیل اینکه از حکمتی سر در نمی آوریم و فقط کمبودهای زندگیمان میبینیم و دیگران را فقط صاحب نعمت میپنداریم، انرژی های منفی نه فقط در زندگی خودمان که به زندگی دیگران هم میفرستیم و با چشم زخمی که واقعا وجود دارد، برای دیگران ناراحتی و درد ایجاد میکنیم. اینگونه است که حسادت ذره ذره وجودمان را دربرمیگیرد و برای آرام شدنمان به دنبال عیب جویی از دیگران هستیم.

باور کنیم که خداوند عادل است. اینطور نیست که به کسی نعمت دهد و به دیگری فقط درد ودعذاب بدهد. اگر نعمتهای زندگیمان را نمیبینیم دلیلش اینست که شکرگزاری بلد نیستیم. اگر در زندگی دیگران درد یا ناراحتی نمیبینیم، دلیلش این نیست که او درد و ناراحتی ندارد. بلکه عزت نفسش اجازه نمیدهد دردش را همه جا جار بزند و مظلوم نمایی کند. بلکه نمیخواهد با بزرگ کردن نداشته هایش، داشته هایش را هم ازدست بدهد.
یک نفر ممکن است سند شش دانگ یک خانه را داشته باشد و دیگری سند شش دانگ یک ملک تجاری. یک نفر ممکن است اطرافش را فرزندان صالح پر کرده باشد و دیگری والدین دلسوزی داشته باشد. شخصی تحصیلات دانشگاهی و علم و آگاهی بالایی داشته باشد و دیگری خلاقیتی خدادادی که هنرهای زیبایی بیافریند. یک نفر ممکن است ثروت و سرمایه ای در اختیار داشته باشد و دیگری تلاش و همت و پشتکاری بینظیر در کار داشته باشد.  یک نفر شاید نویسنده خوبی باشد و دیگری فن بیان بهتری داشته باشد. یک نفر ممکن زیارت کربلا قسمت هر ساله اش باشد و دیگری به طرز باورنکردنی، همسایه امام رضا شود و زیارت هر روزه نصیبش شود. دنیا پر است از این تضادها و اختلافات که خداوند به خوبی میداند به هر کسی چه چیز و چه موقعیتی عطا کند که هم از پسش بربیاید و هم با آن امتحان پس دهد.

اگر به عدالت خداوند ایمان بیاوریم، زندگی هم سخت نخواهد بود. آنوقت تنبلی را هم کنار میگذاریم و در راهی که باید قدم برداریم، بسم الله میگوییم و به خودش توکل میکنیم. اما بعضی مسائل جدایِ از این قضایاست. این را باید توجه داشت که به بهانه عدالتِ خداوند، نمیتوان ظلمی که عده ای از خدا بیخبر بر بندگان خدا روا میدارند را نادیده گرفت؛ عده ای که جای خدا می نشینند و فکر میکنند برای زندگی و آینده ی بشر میتوانند تصمیم بگیرند پس بمباران و قتل عام میکنند و جنگ و خونریزی به راه می اندازند. باید توجه داشت که به بهانه عدالتِ خداوند، نمیتوان نسبت به مظلومها بی تفاوت بود. نمیتوان گفت این عدالتِ خدا است که عده ای در کشوری امن زندگی کنند و غمی نداشته باشند و دیگرانی در یمن و میانمار با شکنجه و ظلم استکبار، زجر بکشند.

خیلی وقت است که به این موضوع فکر میکنم از خودِ من، در این لحظه و موقعیتی که هستم، جز دعا چه کاری بر می آید؟