سنت رمضانی

بسم الله النور
20160726_145738-1
سنت رمضانی، یکی از رسم های برخی ازجنوبیها، از جمله من و همشهریهایم است.

.
.

سنت رمضانی، یکی از رسم های برخی ازجنوبیها، از جمله من و همشهریهایم است. در این رسم برای عروس و دامادی که زندگی مشترک خود را زیر یک سقف آغاز کرده اند و اولین ماه مبارک رمضانشان را تجربه میکنند، پدر و مادرها انواع و اقسام خوراکیهای مخصوص ماه رمضان را برای دختر و پسر تازه عروس و دامادشان میبرند.

رمضانی من با تزیینات زیبای صورتی و سفید برایم ارسال کردند. با اینکه راه دور بود و انتظاری نداشتم تا این رسم را برای اولین ماه رمضان زندگی ما هم انجام دهند، اما خانواده عزیزم محبت کردند و بخشی از آنها را با پست و بخشی دیگر را در سفری که برای به دنیا آمدن خواهرزاده ام داشتم، با خودم آوردم و بخشی دیگر را که عموی عزیزم که بزرگتر فامیل ما هستند برایمان زحمت کشیده بودند. هر چند رمضان امسال من و همسرم جز روزهای آغازین آن، باقی روزها در کنار هم نبودیم تا از این هدایای رمضانی مان استفاده کنیم، اما در روزهای پیش رو از آن استفاده خواهیم کرد و شکرگزار خدای مهربان خواهیم بود که عزیزانی دلسوز داریم و هر کاری میکنند تا این زندگی تازه شکل گرفته ی ما هرروز مستحکمتر شود و به دنبال مناسبت یا موقعیتی هستند که بی منت و سخاوتمندانه ما را مورد حمایت قرار دهند و با حرفها و رفتارهای محبت آمیزشان، به ما دلگرمی میدهند تا من و همسرم در کنار هم زندگیمان را زیبا و آرامبخش کنیم.

اگر ماه رمضان در دوران عقد باشد نیز، خانواده داماد یکی از روزهای رمضان را به عروس و خانواده اش پیغام میدهند که برای افطار چیزی تدارک نبینند و افطاری به همراه هدیه برای عروس خانم از طرف خانواده داماد به خانه عروس میفرستند که این بیشتر جنبه ایجاد محبت و علاقه بیشتر انجام میشود. در حالیکه رمضانی که برای سال اول زندگی مشترک میفرستند بیشتر جنبه حمایت و کمک دارد و مواد اولیه تهیه غذا (مانند آرد، شکر، برنج، چای و … ) را به تازه عروس و داماد هدیه میدهند تا در طول ماه مبارک از آن استفاده کنند. معمولا خوراکیها را با تزیینات زیبا میفرستند تا آن حس تازه عروس و دامادی داشته باشد. شبیه همین رسم برای عید نوروز هم انجام میدهند که به آن نوروزی میگویند و از آنجاییکه ما عید نوروز نزد خانواده ام بودیم، زیباترین و مفصل ترین سفره هفت سین را برایم تدارک دیدند.

این یک نوع حمایت از سوی بزرگترهاست که به یک سال اول زندگیِ مشترک فرزندان تازه عروس و دامادشان توجه بیشتری دارند. در واقع نه تنها برای ماه رمضان که برای هر مناسبتی در طول سال سعی میکنند با هدایا، عیدیهای مخصوص هر عید، اولین مناسبتها و اتفاقهای مهم زندگی مشترکشان و خلاصه هر چه که از عهده شان بربیاد، به فرزندانشان کمک میکنند تا زندگیشان هر چه زودتر شکل بگیرد و با حمایت والدین بتوانند برای خود پس اندازی برای سالهای آینده شان فراهم کنند. برای تازه عروس و دامادهایی که زندگیشان را از صفر شروع میکنند این حمایتها بسیار ارزشمند است. نکته مهم این است که والدین، حداقل در سالهای اول زندگی مشترک فرزندانشان، توقع و انتظاری ندارند. ترجیح میدهند فرزندانشان پولهایشان را برای خودشان و آینده شان پس انداز کنند و با آنها اوقات خوش و خاطره انگیز روزهای آغازین زندگیشان را بگذرانند. به عنوان مثال برای من خیلی سخت بود که روز مادر، هدیه ای برای مادرم تهیه نکنم و چون کنار هم نبودیم، فقط به تبریک تلفنی اکتفا کنم، اما این خواست مادرم بود که هزینه ای که برای خرید هدیه میخواستم خرج کنم، نگه دارم برای احتیاجات خودم و یا پس اندازی برای روزهای پیش رویم. یا مثلا هدیه ای که برای روز تولد پدرم تهیه کردم، پدرم بیشتر از آنکه خوشحال شود، ناراحت بود از اینکه چرا اولِ زندگی پولهایم را صرف هدیه برای او کنم. قصدم از بیان این مثالها این است که بگویم در رسم و رسومات ما، بزرگترها به هر طریق و نحوی که میتوانند از فرزند تازه عروس و داماد خود حمایت میکنند تا هر چه زودتر زندگیشان پا بگیرد.

البته که این حمایت ها فقط مالی نیست. محبتها و رفتارهای پسندیده با عروس و داماد بسیار در زندگی آنها نقش دارد و سعی میشود به گونه ای رفتار شود که آن حس استقلال و تشکیل خانواده به آنها داده شود تا خود را برای مسئولیتهای زندگی آماده کنند. این کمکهای غیرمالی بسیار ارزشمند تر است که حس مرد بودن و زن بودن را به تازه عروس و داماد ها بدهند. بسیار پیش آمده زندگی هایی که بخاطر ایرادها، طعنه ها و حرفهای نابجا و خودخواهانه ی بزرگترها، تلخ شده و کار به جاهای باریک کشانده است. صفحات مشاور خانوادگی روزنامه ها و مجله ها و اینترنت پر است از زندگی هایی که به یک سال نکشیده و از هم گسیخته شده، فقط بخاطر اینکه بزرگتری یا فردی خواسته خود را بهتر و علامه دهر نشان دهد و با چنگ زدن به هر چیزی و عیب و ایراد گرفتن از زندگی تازه شکل گرفته، مشکلات جدی برای زوج جوان ایجاد کرده است. قدرنشناسی و بی انصافی در قبال زوج های جوان و کاری را با منت انجام دادن و به رویشان آوردن، پایه های زندگی تازه شکل گرفته را میتوان متزلزل کند و خانواده ای که میتوانست روزهای خوشی را در کنار هم داشته باشند، از هم بپاشد.

با خودم فکر میکنم اگر این رسم و رسومات حمایتی که بین فامیل و اقوامِ من مرسوم است، در همه شهرهای ایران رسم بود، الان هیچ جوانِ مایل به ازدواج از ترسِ اینکه نکند بعد از عروسی کم بیاورد و شرمنده ی همسرش شود، از ازدواج پا پس نمیکشید. برایم جای تعجب است وقتی یکی از دوستانم که متعلق به یکی از شهر های بزرگ کشور و خود و همسرش از خانواده ای با فرهنگ و مذهبی هستند، برایم دردودل میکرد که مادرِ همسرش از همسرش میخواهد تا بخشی از درآمدش را صرف کم و کاستی های زندگی مادرش کند. این طرز تفکر که مادری لوازم شخصی یا مربوط به خانه اش را با پول پسر تازه داماد شده اش، تهیه کند، بسیار غم انگیز است. ریال به ریالی که در زندگی مشترک بدست می آید، سهم آن زندگی و آینده ی آنهاست و تا زمانیکه پایه های این زندگی مستحکم نشده، اینگونه توقعات و انتظارات، ظلم کردن به زوج جوان است. در شهر کوچک ما، همه ی والدین به دنبال راهی میگردند تا به نحوی به فرزندانشان کمکی برسانند. چه آن کسی که پولش را دارد و چه آن کسی که ندارد. همه ی حمایت ها مالی نیست. مثلا دوست دیگری دارم که از انتظارات مادرش در عذاب بود. اینکه مادرش از او انتظار داشت همچون ایام مجردی اش، خانه اش را تمیز کند. از دخترش انتظار داشت که هر روز صبح به او سر بزند و خانه و آشپرخانه را تمیز کند، کارهای بانکی مادرش را انجام دهد و بعد به خانه خودش برود و مشغول کارهای خانه خودش شود. این نیز گونه ای دیگر از ظلم به زوج های جوان است. تا وقتی دیگرانی هستند که میتوانند کمک کنند، جالب نیست که از تازه عروس و دامادی انتظار داشت که در پی کشف یکدیگرند و به فکر خاطره سازی روزهای آغازین زندگیشان هستند و صد البته به فکر پس انداز و فراهم کردن سرمایه ای برای تحقق بخشیدن به اهداف زندگیشان.

از خدای مهربان سپاسگزارم برای داشتن والدین و خانواده ی بامحبت و با ملاحظه ام. با اینکه همسرم از رسومات ما اطلاعی نداشت، اما والدینم از این موقعیت استفاده نکردند و سخاوتمندانه به همه ی کارهایی که در شهرمان رسم است برای یک تازه عروس و داماد انجام دهند، پرداختند بدون هیچ منتی. چرا که دیده ام کسانی همچون من که فرزندشان با شخصی با فرهنگ و آداب دیگری ازدواج کرده و به همین دلیل خیلی از حمایت ها را از او دریغ کرده اند چون معتقد بودند همسر فرزندشان از این رسومات اطلاعی ندارد پس در قبالشان مسئولیتی هم ندارند؛ اما خانواده من خالصانه به دنبال این هستند که پایه های زندگی ما چه از لحاظ مالی و چه معنوی و محبتی مستحکم شود.

آرزو میکنم همه ی زوج های جوان زیر چتر حمایت بزرگترهایشان باشند و روزهای خوششان بخاطر توقعات و حرفهای نابجای دیگران، تلخ نشود.