سریالهای ایرانی

بسم الله النور
TV ElhamBanoo.Com ElhamFB
… و خانواده ای که هر روز پای همین سریالها مینشیند …

.
.

با خودم فکر میکنم، صدا و سیما چه اصراری دارد که در سریالهایش، مرد ایرانی را ذلیل، بازیگوش، روی اعصاب، بیفکر، فاقد اقتدار و فاقد توانایی مدیریت معرفی کند. از این جنگ و دعواها، بی احترامی ها و تحقیرهایی که بین زن و شوهر های توی سریالها به نمایش گذارده می شود، چه نتیجه ای قرار است گرفته شود؟ زن ایرانی در اکثر این سریالها خسته و به ستوه آمده است و بخاطر ندانم‌کاریهای شوهر، به مرز روانی شدن رسیده است. به بهانه سریال طنز ساختن، جایگاهِ مردِ خانواده و پدر را تحت شعاع قرار میدهند، آنوقت انتظار داریم جامعه ای سالم و رو به پیشرفتی داشته باشیم. جامعه ای که از واحدهای کوچکی به نام خانواده تشکیل شده و خانواده ای که هر روز پای همین سریالها مینشیند و شاهد این جنگ و دعوا ها و بی احترامیها بین زن و شوهرهای سریالهاست و چه بسا فرزندانی که از همین صحنه های موجود در سریالها الگوبرداری نمایند. آنقدر این صحنه ها در سریالها تکرار میشود که امری عادی تلقی میشود و آن کسی که قائل به حفظ احترام و حرمت است، در اثر دیدن اینها، این اجازه را به خودش میدهد که حتی برای شوخی هم شده، حرف نامربوطی بر زبان جاری سازد.

چرا کسی همت نمیکند که سریالی بسازد درباره خانواده ای که عشق و صمیمت بین اعضای آن موج میزند. خانواده ای که به پدر و مردِ خانواده توهین نشود و زنِ خانواده، ریحانه وار بودنش، آنگونه که هست به نمایش درآید. اکثر سریالهای امروزی زنان آن شخصیتی خودرأی ، خشن و مسلط بر شوهران خود دارند، دخترانی افسرده که در انتظار خواستگار هستند و بخاطر مجرد بودن عقده ای و حسود به تصویرشان میکشند و مردانی خوش گذران و بی خیال و اعصاب خورد کن. چه کسی پاسخگوی این حجم از بی احترامی نسب به مردان و زنان است؟ در داستان سریالها بدبختی و فقر جامعه را به تصویر میکشند اما راه حل صحیح برای رهایی از این وضعیت نشان نمیدهند. کاراکتر سریالها، همه به دنبال پول هنگفتی هستند که از جایی به دستشان برسد و یا دست به کلاهبرداری و نزول میزنند و در آخر همه سریالها پیام این است که کلاهبرداری و نزول کار بدی است. برای چنین پیامی نیاز به اینهمه هزینه و ساختن سریال چند قسمتی نیست. چه کسی نمیداند که این چنین کارهایی بد و غیرشرعی است؟ به جای همه ی این داستان بافی ها، چقدر خوب بود سریالی ساخته میشد درباره یک خانواده محترم و همدل که با همکاری هم از نقطه صفر به اوج میرسند. داستانی به نمایش درآید که در حین اتفاقات جذابی که رخ میدهد، آداب مسلمانی و روش صحیح زندگی کردن و رفتار با یکدیگر را آموزش دهد.

آنوقت برنامه میسازند و درباره اثرات منفی ماهواره و دیدن سریالهای ترکی و داستانهای مثلث عشقی حرف میزند و آمار خانواده هایی که از هم پاشیده شده اند ردیف میکنند. این برنامه ها خوب و بجاست اما تا وقتی که در داخل کشور قادر به ساخت یک سریالِ زیبا بر پایه ی فرهنگ ایرانی- اسلامی نباشند، نمیتوانند نظر دیگران را نسبت به دیدن سریالها و برنامه های بیگانه عوض کنند. در واقع اگر خانواده ای بخاطر استفاده نادرست از ماهواره از هم پاشیده میشود، انگشت اتهام به سوی مسئولان و کارگردانها و فیلمنامه نویسان داخلی هم است.

لازم به ذکر است که این مطلب نسخه دیدن کانالهای ماهواره ای و ندیدن شبکه های داخلی را نمیپیچد. سریالها و برنامه های فاخر و خوبی هم از صدا و سیما پخش شده که هنوز در یادها و خاطره ها ماندگار است. من (نویسنده این مطلب) با اینکه در کشوری زندگی میکنم که داشتن هر گونه ماهواره و کانالهای تلویزیونی آزاد است، ۹۹ درصد زمانهایی که تلویزیون روشن است، یکی از همین ۷ شبکه ی اصلی صدا و سیمای ایران انتخاب میشود. کلاس پنجم ابتدایی بودم که پدرم یک دیش برای کانالهای ایرانی خریداری کردند و پشت بام برج آن را نصب کردیم و بعدها چند خانواده ی ایرانی دیگر که در طبقه های دیگر زندگی میکردند، از این دیش استفاده میکردند. شاید با همسن و سالانم در دیدن برنامه های کودک و کارتونها اشتراک نداشته باشم – چراکه اکثرا برنامه های کودک عربی و کارتونهای دوبله به زبان عربی تماشا میکردم- اما از ۱۱ سالگی به بعد با شبکه های صدا و سیما آشنا هستم. شاید برای همین هم باشد که احساس کردم باید این مطلب را بنویسم ؛ چراکه سریالهای ایرانی را به دقت دیده ام. از طرفی برای من خیلی جالب است اینقدر که ایرانیهای مقیم در کشورهای دیگر به شبکه ها و برنامه های صدا و سیما اشراف دارند، ایرانیهای ساکن ایران آنها را نمیبینند و بیشتر از ماهایی که دسترسی آسانتری به کانالهای کشورهای دیگر داریم، برنامه های ماهواره ای را دنبال میکنند. این اصطلاح ماهواره هم بر اساس آنچه که در ایران باب شده در متن بکار برده ام.

این نکته را هم واجب و لازم میدانم توصیه کنم که لطفا و خواهشا، خانواده های مذهبی وقتی به یک ایرانیِ مقیم خارج میرسند، زبان به نصیحت باز نکنند که ماهواره خوب نیست و فرهنگ بیگانگان خوب نیست و لباسهایی که دیگران برای ما طراحی میکنند به فرهنگ ما نمیخورد و از این قسم حرفها. این حرفها را بهتر است تحویل کسانی دهند که در ایران زندگی میکنند و هنوز هیچ کشور دیگری ندیده و هیچ فرهنگی را از نزدیک لمس نکرده و آشنا نشده، آنچنان درگیر و خودباخته میشوند که برای ما که سالها این سوی مرزها با اصالت و شرافت زندگی کرده ایم، قابل هضم نیست! سخن در این باب خیلی زیاد است. رنجش خاطر و حرفهای نامربوطی که از این قسم مذهبی های افراطی شنیده ام هم زیاد است که خود نوشته و پستی جداگانه میطلبد.