من رأی دادم!

بسم الله النور

این مطلب را تا آخر بخوانید..

.

من رای دادم. قصد نداشتم بگویم به که. برای هیچ کاندیدی هم تبلیغ نکردم. چون هیچکدام را در حد ریاست جمهوری برای مردم ایران نمی دیدم. هر کدام یک نقص یا ضعفی را داشتند. هیچکدام برنامه و راهکارِ کامل و جامع ارائه نکردند. اما از میان صحبتها و مناظرات و برنامه های تبلیغاتیشان، آن کسی که احساس کردم ممکن است بتواند کاری برای مردم بکند و پیشرفتی در کشور بوجود بیاورد را انتخاب کردم ولی باز هم به نظرم در حدی نبود که برایش تبلیغات انجام دهم. با کناره گیری آقای قالیباف – که من فکر میکردم نسبت به بقیه کاندیداها با کمی تفکر بیشتر و برنامه ای مدون تر برای پیشرفت زندگی مردم پا به میدان گذاشته- نظرم به سمت رییسی جلب شد. دلایل کمی داشتم که آقای رئیسی کاندید مورد نظرم باشد اما دلایل زیادی داشتم که به آقای روحانی رای ندهم. این را هم خوب میدانم که هر کدام از نامزدها رییس جمهور شوند، چند تا کار خوب انجام خواهند داد و چند اشتباه خواهند داشت. همانطور که در دوره های قبلی رییس جمهورهای قبلی بودند و نمیتوان یکی از آنها مثال زد که کاملا بدون خطا بوده است.

با احتساب امروز، چهار مرتبه در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده ام و از میان سه انتخاب پیشین، تنها یک مرتبه نامزد انتخابی من رییس جمهور شد. در هیچکدام از انتخابهایم، به اجبار و فشار کسی نام نامزدی را ننوشتم. همیشه برای رای دادنم آزاد بودم و خودم انتخاب کردم.

روز چهارشنبه، از آنجاییکه کلاسم نزدیک به میدان شهدا بود، با جمعی از همکلاسیهایم به آنجا رفتیم و تا به سخنان آقای رئیسی گوش دهیم. طبق عادت معمول، عکسی از جمعی که آنجا بودند، در استوری اینستگرام خود قرار دادم. عکس را نه برای تبلیغ و صرفا جهت گزارش در استوری قرار دادم. همانطور که چند روز قبلش هم عکس توت چینی از درخت را گذاشته بودم. همان یک عکس باعث شد تعداد زیادی از فالورهایم که طرفدار آقای روحانی هستند به من پیام دهند و ابراز ناراحتی کنند.

گذشته از اینکه به که رای داده ام و یا چه کسی رییس جمهور خواهد شد، این دعوای میان طرفداران برایم شوک آور بود. از طرفدارهای متعصب و افسار گسیخته دو طرف متعجب شدم که چطور به یکدیگر میتازند و انگار نه انگار تا قبل از جریان انتخابات، زیر پستهای همدیگر قربان صدقه هم میرفتند. متاسف شدم برای کسانی که با اینکه طرفدار رقیب انتخاباتی خود را به خوبی میشناسند اما شروع کردند به توهین و تهمت زدن به طرفداران جناح مخالفشان. و بدین ترتیب بداخلاقیها و بی احترامیها از دو سو شکل گرفت و این روزهای آخر، همان متعصبهای هر دو طرف، دست به هر مطلب کذب یا تمسخری زدند برای تخریب.

به نظر من مشکل این افراد این است که نمیتوانند درک کنند که آدمها با هم فرق دارند. طرز تفکرها، اهداف، آرمانها، سبک زندگیها، عقاید و نوع نگاه آدمها با هم فرق دارد. درک این تفاوتها برای عده ای بسیار سنگین است و همین باعث میشود که فکر کنند اگر کسی برخلاف عقیده و نظر آنها، بیاندیشد، پس نفهم، خائن و منافق است.

به برخی از این بداخلاقیها میخواهم بپردازم. برای هر دو گروه. ابتدا توهینهایی که به خودم شد را میخواهم مطرح کنم و سپس توهینهایی که به دوستان عزیزم که طرفداران آقای روحانی بودند را مطرح خواهم کرد.

مطلب کذبی که مطرح شد این بود که فقط کسانی به «رئیسی» رأی میدهند که با تبرک آستان و کارت هدیه صدهزار تومانی گول خوردند! حتی گفته شد جمعیتی که در میدان شهدا جمع شده بود، برای دریافت پارچه سبز و نبات رفته بودند. من که خودم برای چند ساعت در آن جمع بودم، از توزیع نبات و پارچه سبز خبری نبود و جمعیت آنقدر زیاد و فشرده بود که امکان توزیع هم وجود نداشت. گذشته از این، چطور عده ای میتوانند به شعور هموطنهای خود توهین کنند که بخاطر صدهزارتومان، رأی خود را بفروشند و طرفدار کسی شوند؟ حتی اگر این حرف درست باشد، اینکه میگویند فقط این افراد به «رئیسی» رأی داده اند کذب است. حداقل من و اطرافیانم و کسانی که میشناسم به وی رأی داده اند، نه تبرک آستان دریافت کرده اند و نه کارت هدیه صدهزار تومانی.

یک تهمت بزرگی که به من و امثال من زده شد این بود که بخاطر ۲۰۰هزار تومان یارانه میخواهم به او رای بدهم. نه من و نه همسرم، برای یارانه ثبت نام نکرده ایم و آن را دریافت نکرده ایم، چطور عده ای میتوانند بر کرسی قضاوت بنشینند و علت حضور من در آن جمع را اینگونه استدلال کنند و همه طرفداران رییسی را “گدا” خطاب کنند؟ چطور کسی میتواند چنین توهینی با این حجم بزرگ به هموطنانش داشته باشد. از میان دوستان و آشنایانم بسیار کسانی میشناسم که به ایشان رای داده اند اما یارانه دریافت نمیکنند.

استدلال دیگر این بود که :« کسانی به رئیسی رأی میدهند که یا به دستگاه وصلند و یا قرار است از این اتفاق نفع شخصی ببرند.» اگر بخواهیم علت شرکت در انتخابات، زندگی شخصی و مادی ملاک قرار دهیم، برای من فرقی نمیکند که چه کسی رئیس جمهور شود یا کدام جناح پیروز شود. چرا که اساس زندگی من و همسرم، شروع از صفر و پایه بوده و با وجودیکه از حمایت های بیشتر خانواده هایمان میشد بهره مند شویم، ولی تصمیم گرفته ایم خودمان از عهده زندگی مان برآییم. آنوقت چطور ممکن است دستمان سوی کسی دراز باشد که شایــــــد رئیس جمهور شود؟

و توهین بزرگی که به من و دوستان و آشنایانم که طرفدار «رئیسی» بودند، شد این بود که :« آیا ممکن است از افراد تحصیلکرده به رئیسی رأی دهد؟ طرفداران رئیسی همگی افراد کم سواد و با سطح فرهنگ و شعور پایین هستند!» از دیشب که با این مطلب مواجه شدم مدام با خودم فکر میکنم که چطور ممکن است انقدر وسیع و مغرضانه، به دیگران توهین شود فقط صرفا به این دلیل که دیگران مانند آنها فکر نمیکنند؟ به نظرِ من داشتن شعور و بافرهنگ بودن، به تحصیلات ربطی ندارد بلکه میزان درک افراد نسبت به تفاوت ها و پذیرش آنهاست. چطور وقتی من به دیگران توهینی نکرده ام و درباره اینکه چرا به کاندیدای مورد نظرشان رأی میدهند، بازخواست نمیکنم، دیگران به این راحتی به خود این اجازه میدهند که تحصیلات مرا زیر سوال ببرند و به شعور و فرهنگم توهین کنند؟ البته که من به راحتی میتوانم با آنها بحث و گفتگو راه بیاندازم و از دلایلم بگویم اما چون آنها قادر به درک تفاوتها نیستند و فکر میکنند فقط دیدگاه و نظرات خودشان قابل قبول و محترم است، بحث کردن را بی فایده میدانم و برای حفظ شأن خودم از هتاکی آنها جلوگیری میکنم.

شایعاتی که در صف رأی گیری توسط برخی از طرفداران متعصب آقای روحانی مطرح میکردند واقعا مضحک بود. اینکه آقای رئیسی چند گردان آدم را کشته و ترسی را که در بین مردم ایجاد میکردند که حتما با خودکار خودتان رأی بدهید چرا که خودکارهای حوزه بعد از اینکه رأی تان را نوشتید پاک میشود و اسم «رئیسی» جای آن مینویسند و اینکه مردم آنسوی شهر که بیشتر طرفدار «رئیسی» هستند زودتر رأی هایشان را داده اند و حالا به این سمت شهر آمده اند تا در صف ها بایستند و مردم خسته شوند و از رأی دادن منصرف شوند. این چنین تحلیلها و تهمتهایی به افرادی که در صف بودند واقعا شرآور است. حال آنکه وزرات کشور در دست دولت آقای روحانی است و اگر تقلبی صورت بگیرد، صداقت دولت آقای روحانی زیر سوال میرود. افرادی که حضور داشتند همگی برای رأی دادن آمده بودند و خودکارهای موجود در حوزه همگی از خودکارهای بیک معمولی بود و اگر کسی کمی تجربه و فهم این موضوع را داشته باشد به راحتی متوجه میشود که جوهر خودکار از آن مدلی نیست که پاک شود. از طرفی از صدا و سیما چندین بار گفته شد که خودکار به همراه داشته باشید تا فرآیند رأی گیری زودتر انجام پذیرد. وقتی از هر نامزدی نماینده ای در شعبه حضور دارد، اینگونه ایجاد رعب و وحشت در بین مردم، به دور از اخلاق انسانی است.

از طرفی، از سوی تندروها و افراطیهای متعصب که موافق آقای رئیسی هستند، طرفداران آقای روحانی را همگی بی بند و بار میدانند. در حالیکه در بین دوستانم کسانی میشناسم که به آقای روحانی رأی داده اند و بسیار انسانهای محترم و وفادار به خانواده هستند و این مدل جمع بستن ها و قضاوت کردنها در حق هموطنهایمان پسندیده نیست.

همان تندروها که فکر میکنند تنها راه خودشان درست است و فقط خودشان سرباز امام زمان (عج) هستند، معتقدند طرفدارهای آقای روحانی امام نشناس هستند و امام زمان (عج) برایشان مهم نیست. در پی خوشی خودشان و دنیایشان هستند و آخرت برایشان مهم نیست. در حالیکه دوستانی دارم که اتفاقا به مسائل دینی شان پایبند هستند و اتفاقا چون این رفتارهای تندرو را دیده اند، از آن مدل طرز تفکر بریده شده اند و فکر میکنند راه نجات مردم و تعجیل ظهور در این است که جریان فکریشان همسو با آقای روحانی باشد.

میگویند طرفداران آقای روحانی فرهنگشان را به فرهنگهای غربی فروخته اند و خواهان ترویج بی دینی در کشور هستند. اگر این حرف صحیح باشد، متهم ردیف اول کسانی هستند که دم از اسلام میزنند و آنها را غرب زده میخوانند. مگر آنها چگونه رفتار کرده اند که حالا طرفداران آقای روحانی از این طرز فکر زده شده اند و سعادت خود را در آنسوی مرزها جستجو میکنند.

به نظر من اینگونه قضاوت کردنها درباره هموطنهایمان صحیح نیست. اینگونه بیشتر مسلمانی مان را زیر سوال میبریم. هستند کسانی که در خانواده مذهبی بزرگ شده اند، دغدغه های آخرالزمانی دارند و فکر میکنند راه سعادت کشور در این مسیر قرار دارد که به آقای روحانی رأی بدهند. اگر طرز فکرشان را نمیپسندیم، دلیل ندارد او را دشمن نظام و کشور و ملت بدانیم.

بازنده این انتخابات تندروها و افراطیهای هر دو گروه هستند؛ چه نامزدشان رییس جمهور آینده باشد، چه نباشد.

باز هم تکرار میکنم، اهداف و آرمانها و سبک زندگی فرد به فرد فرق میکند. حتی دو برادر هم در یک خانواده ممکن است در همه مسائل با هم موافق نباشند. گاهی اوقات هم ممکن است اهداف و آرمانها مشترک باشد اما افراد راههای مختلفی برای رسیدن به اهدافشان انتخاب کنند. هر کسی داری عقل و منطق منحصر به خودش است. در نهایت اوست که تصمیم میگیرد کدام راه به نظرش صحیح است. اگر از نظر ما آن راه صحیح نیست، با هتاکی و فحاشی نمیتوان او را به راه خودمان بیاوریم. هرکس باید در ابتدا ببیند چگونه در راهی که انتخاب کرده میتواند نماینده خوبی برای جریان فکری اش باشد که انسانیت خود را زیر سوال نبرد، آنوقت با احترام و حفظ حرمت طرف مقابل به بحث با او بنشیند بدون هیچ دعوا و ناراحتی. صد البته که مهم است شخص مقابل موافق باشد که درباره عقایدش حرف بزند یا نه. با زور نمیتوان کسی را به راهی دعوت کرد.

هر چه انسان در فضای محدودتری باشد، با طرز فکرهای محدودتری برخورد خواهد داشت و بیشتر دچار توهم میشود که فقط و فقط راه و روش خودش برحق است. در نتیجه چنین انسانی پیشرفت نخواهد ، چرا که حاضر به شنیدن حرفهای مخالف خود نیست و کسی که انتقادپذیر نباشد و تحمل شنیدن حرفهای مخالف خودش نداشته نباشد، پی به اشتباهاتش نخواهد برد و در جهل خود باقی خواهد ماند و پیش نخواهد نرفت چرا که مدام در حال درجا زدن است. این چنین است که به فردی متعصب، تندرو و افراطی تبدیل میگردد و در مقابل انتقادات، زبان به هتاکی و دشنام باز میکند و انسان بودن خود را زیر سوال میبرد.

فردا نتایج انتخابات مشخص خواهد شد و تب انتخابات پس از مدتی می افتد و باز چشمهایمان به هم می افتد. حرفی نزده باشیم که فردا شرمنده یکدیگر شویم. اینکه طرفدار کدام کاندیدا هستیم، به قبل از انتخابات مربوط میشود. اما اینکه فردا چه کسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب میشود، به روزهای در پیش رویمان مربوط میشود. چه آقای رئیسی باشد و چه آقای روحانی، بالاخره رئیس جمهور کشور عزیزمان ایران هستند. اگر کاندیدای مورد نظرمان انتخاب نشد، به احترام رأی اکثریت که همگی هموطنهایمان هستند، نتیجه را بپذیریم. از طرفی ممکن است عملکرد دولتها را در بین خودمان به نقد بکشیم برای اینکه اشتباهات برای آبادانی کشور اصلاح شود اما به بیگانگان اجازه هتاکی و بی حرمتی به رئیس جمهورمان نخواهیم داد. چرا که رئیس جمهور هر کشور نمادِ آن کشور است چرا که حرمت امامزاده را اول از همه باید متولی اش نگه دارد.

هر کس که قرار است چهار سال آینده برای این مملکت تصمیمات اجرایی بگیرد، امیدوارم قدر این مردم را بداند. من در تمام برنامه های انتخاباتی که از تلویزیون میدیدم، برای تک تک نامزدها، دلم برای مردمی که آنجا جمع شده بودند به جوش و خروش در می آمد. مردم در پی خواسته ها و مطالباتشان آمده بودند.

آقای روحانی اگر شما رئیس جمهور چهار سالِ آینده شدید امیدوارم آنقدر خوب و بهتر عمل کنید که در پایان چهارسال، کسانی هم که به شما رای ندادند و منتقد شما بودند، رضایتشان جلب شده باشد و در آسایش و امنیت در خاک کشورشان به زندگی ادامه دهند.

آقای رئیسی اگر شما رئیس جمهور چهار سال آینده شدید، امیدوارم قدرِ این مردمی که به شما اعتماد کردند و رأی دادند بدانید و بر سر عهدتان که تغییر به نفع «مردم» است، بمانید و آسایش همه ی مردم ایران، چه آنهایی که رأی دادند و چه آنهایی که رأی ندادند را فراهم کنید. امیدوارم مردم را از انتخابشان ناامید نکنید و وضع بهتری برای مملکت بوجود آید.

به امید آبادانیِ ایرانِ عزیزمان ۳>