حَرَارَهٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ

بسم الله النور
Ashura ElhamFB WWW.ElhamBanoo.Com-
همانا از کشته شدن حسین(ع) حرارتی در قلوب مومنین وجود دارد که هرگز تا ابد خاموش نمی شود.

.
.
۱- چند سالِ پیش یک روز با ام‌پی۳ داشتم یکی از مداحی‌ها را گوش می‌دادم. یکی از کسانی که همیشه حاضر و آماده هستند تا به عزادارانِ حسین (ع) ایراد بگیرند، گفت:«ببینم چی گوش میدی؟» وقتی متوجه مداحی شد، شروع کرد به مسخره کردن و ایراد گرفتن که شماها ۱۲ ماهِ سال اشک و گریه و آه و ناله‌اید. او می‌دانست من برای زندگی چه روحیه شادی دارم، ولی مثل کسانی که بر خود واجب می‌دانند حتما طعنه بزنند و یک طوری اعتقادات حسینی را زیر سوال ببرند تا دلشان خنک شود، از این فرصت استفاده کرد.
محرمِ همان سال، وقتی سیاهپوش شدم، همان آدم گفت:« امام حسینی که فقط یک ماه از سال براش عزاء بگیری، چه فایده داره؟»!!

۲- به کسی که غمِ عاشورا را درک نکرده، عظمت حسین(ع) و یارانش را نمیداند، به اسیری گرفتنِ آل رسول‌الله نمیداند یعنی چه، چه می‌توان گفت؟ چطور میتوان فهماند این غم و مصیبت عظیم را؟ بگذار ایراد بگیرند، هر چه میخواهند بگویند، آخر آنها که نمیدانند چه بر طفل سه ساله‌ی حسین(ع) گذشت. نمیخواهند که بدانند.

۳- یک عده روشنفکر هستند که میخواهند بگویند ما خیلی چیز میفهیم و شما که برای امام حسین اشک میریزید انسانهای کم سواد هستید. وقتی هم میخواهند شروع کنند به حرف زدن آن جمله‌ی معروف دکتر علی شریعتی را میگویند که «حسین بیشتر از آنکه تشنه‎ی آب باشد، تشنه‎ی لیبک بود.» قبلا در اینباره نوشته ام، اما بد نیست یکبار دیگه همان مطلب را در اینجا بیاورم.
***

« یک عده هستند که حسابشان از محبین اهل بیت جداست. می‎گویم محبین اهل بیت و نه صرفا شعیه. چه بسیار به ظاهر شیعه هایی که با به تمسخر گرفتن اعتقادات مردم دست ِ وهابی‎ها را از پشت بسته اند و چه بسیار اهل تسنن که این روزها عزادار نوه‎ی رسول خدا می‎شوند.
حرفِ من درباره‎ی آنهایی است که دشمنی می‎کنند با اهل بیت پیامبر و مذهب و اعتقادات مردم. همان هایی که سعی می‎کنند ژست روشنفکری به خودشان بدهند و با آب و لعاب دادن به شبهه هایشان، توی دلِ بچه های مذهبی را خالی کنند. گاهی هم خود را دلسوز اسلام و مسلمین نشان می‌دهند تا کسی به هدف شوم‎شان شک نکند.
هر سال وارد ماه محرم که می‎شدیم، عده ای از همین آدم ها که سلام علیک هم داشتیم، شروع می‎کردند برای مطرح کردند شبهه هایی درباره واقعه عاشورا. شبهه هایی که اگر یک بچه شیعه اطلاعات کافی نداشته باشد و کسی نباشد که سوالش را جواب دهد، اعتقادات و مذهبش متزلزل می‌شود. چینش کلماتشان چنان هنرمندانه است و علی الخصوص آن حس دلسوزی و طرفداریشان از امام حسین(ع) که چاشنی شبهه‎شان میکنند و هر انسان معمولی را میتواند قانع کند که آنها راست می‌گویند.
مرحله بعدی‎شان برای زیرسوال بردن اعتقادات شیعه، این است که عزاداری و سینه زنی را عملی قبیح و دور از سنت رسول اسلام جلوه دهند. برای محکم کاری هم چند جمله معروف از دکترشریعتی می آوردند که بله این استاد شیعه ی هم مذهب شما هم همین عقیده را دارد. یکی از جمله ها این است که: « حسین بیشتر از آنکه تشنه‎ی آب باشد، تشنه‎ی لیبک بود اما افسوس که به جای افکارش، زخم‎های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی‎آبی معرفی کردند.» و یا جمله ی دیگری که به این صورت است:« در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‎کنند و بر حسینی گریه می‎کنند که آزادانه زیست.» و این اوج زیر سوال بردنشان بود.
بله جملات دکتر شریعتی زیبا و به جاست ولی باید دید منظور او چه مردمی است و چه کسانی فقط زخم های تنش را نشانمان دادند؟ بدون شک دکتر شریعتی این حرف‌ها را برای مردمِ زمان خود گفته بود تا آنها را آگاه سازد و سطح تفکرشان را بالا ببرد. آن فضای خفقان قبل از انقلاب که منبری‎ها اجازه نداشتند از افکار و نهضت حسینی حرفی بزنند، مجبور بودند فقط واقعه عاشورا را تعریف کنند و سینه زنی و عزاداری کنند. این حرف‌های دکتر شریعتی برای مردمِ زمانِ ما دیگر صدق نمی‌کند. تاریخ این حرفها دیگر گذشته است. امروزه، آغاز مجالس عزاداری با سخنرانیِ یک عالم دینی شروع می‎شود. عالم از سیره و سبک زندگی امام حسین و یارانش می‎گوید. از مسائل روز و خطراتی که در کمین اعتقادات مردم است می‎گوید و آگاهی میدهد. اصلا انقلاب شد که بتوان راحت‎تر از افکار حسین (ع) حرف زد و مردم را آشنا ساخت. کسی که از مجلس امام حسین بیرون می‎آید، تازه زندگی‎اش جهت و هدف مشخص می‎گیرد. تازه می‎فهمد نقشش در این دنیا چیست.
درباره عزاداری و ماتم گرفتن هم باید گفت، کسی که شیرینیِ این غم های مقدس را درک نکرده و ما را بواسطه‎ی اشک بر واقعه عاشورا ریختن و سینه زنی، آدم‎های غمگین و افسرده تصور می‎کنند، نباید توقع داشت غیر از این فکر کنند. مثل این است که برای یک شکر ندیده، از شیرینی شکر حرف بزنید. نشاطی که بعد از عزاداری امام حسین حاصل می‎شود، با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.
من فقط دلم می‎سوزد برای این آدمها. همیشه برایشان دعا می‎کنم که توفیق داشته باشند طعم این غم‎های مقدس را بچشند و بعد در این باره حرف بزنند

***

چه زیبا سروده علی زمانیان:
اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند
این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند
این غم و اندوه خیلی فرق دارد با غم و اندوه دنیایی ما. برای همین است که عده‌ای که عشق حسین را نچشیده‌اند، به خود اجازه میدهند که ایراد بگیرند و عزاداران را افسرده بخوانند.

۴- از مجموع سخنرانی‌هایی که این چند روز گوش دادم این مطلب را فهمیدم که برایِ ما واقعه عاشورا، یک درس و مکتب است. تا وقتی که مثل عباس بی علی (ع) گوش به فرمانِ ولایت نباشیم؛ هر چقدر هم که بگوییم «آقا بیا آقابیا» فایده ای ندارد. اصلا مگر امام زمان(عج) رفته که الان بگوییم بیا. امام زمان (عج) همینجا بین خودمان است. میگردد ببینند اندازه ۳۱۳ نفر سربازِ گوش به فرمان پیدا می‌شود که قیام کند و انتقام خون جدش را بگیرد یا نه. با «آقا بیا» گفتن که همه چیز حل نمیشود. باید قدم برداشت در این راه. قرار نیست که عاشورای دیگری رخ دهد. قرار نیست که مثل کوفیان امام زمان‌مان را تنها بگذاریم. روی سخن با خودم است.

۵- یا ربّ الحسین بحقّ الحسین إشف صدر الحسین بظهور الحجّه