رموز شادی ۳

بسم الله النور

عیبجویی ممنوع!.

.

به دنبال عیب و ایراد همدیگر نباشیم. چون با عیبجویی و پیدا کردن ایراد از دیگران و به رو آوردن آن به طرف مقابلمان، سعی میکنیم آن فرد را از داشته ها و دارایی و حتی احساس خوبی که نسبت به خودش و داشته هایش دارد، مأیوس و دلزده کنیم. وقتی شخصی را مایوس میکنیم و شادی را از او میگیریم، در واقع شادی را از خودمان سلب کردیم. ممکن است با عیبجویی یک احساس کاذب رضایت در وجودمان پیدا شود اما در نهایت آن ناراحتی که بین ما و طرف مقابلمان بوجود می آید، حس برعکسی را به ما خواهد داد و در واقع چون با عیبجویی شخصیت خودمان را زیر سوال میبریم و با این کار از ارزش خودمان کم میکنیم، شادی را هم از خودمان سلب میکنیم.
فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر خیلی فرق دارد با عیبجوبی و عیب و ایراد پیدا کردن. مبادا به بهانه ادای واجب، به گناه عیبجویی مبتلا شویم. اگر از مطرح کردن و به رو آوردن آن عیب و ایراد، قصد خیر و آگاهی دادن به طرف مقابلمان داریم، حرفی نیست. ولی آن هم آداب و شرایط خاص خودش را دارد. مبادا در جمعی یا حتی رو در رو شروع کنیم به مطرح کردن نقص و ایرادات کسی یا داشته هایش و موجب خجالتزدگی او شویم. وقتی میدانیم آن نقص برطرف شدنی نیست، چه احتیاج به مطرح کردن آن است؟

ایرادات چه مربوط به ظاهر و اندام و لباس و پوشش باشد و چه خانه و لوازم خانه و زندگی و خانواده. ممکن است آن فرد آنقدر جنبه های مثبت از آن مساله در ذهنش برجسته باشد که اصلا به آن ایرادی که شما پیدا کردید توجهی نداشته و حالا با مطرح کردن آن عیب و ایراد، در تفکراتش دیدگاه بدی از چیزی که با آن احساس آرامش داشته، پیدا کند و از آن دلزده شود.
گاهی هم ممکن است آن فرد شخصا متوجه آن نقص یا عیب درزندگیش باشد اما سعی میکند آن را برطرف کند و اگر رفع شدنی نیست سعی میکند با پررنگ کردن جنبه های دیگری از زندگی اش، توجه اش را از آن مساله دور کنه تا همین یک عیب باعث نشود که کل دارایی اش را زیر سوال ببرد و فقط بخاطر یک عیب کوچک، برای همه زندگی اش ناشکر نباشد. در چنین موقعیتی وقتی ما شروع میکنیم به عیب و ایراد گرفتن مخصوصا در جمع، یعنی میخواهیم به او ثابت کنیم که دارایی تو خوب نیست و باید احساس بد و دیدگاه منفی نسبت به موقعیت و داراییت داشته باشی و این یک فاجعه در رفتار انسانی است.
اگر آن فرد بخاطر عیبجویی های ما، به سمت ناشکری و یأس پیش برود، متهم ردیف اول ما هستیم که با رفتار زشت عیبجویی آن فرد رو از خودش و خانه و زندگی اش، ناامید و دلزده کرده ایم. حق الناس فقط مال مردم خوردن نیست؛ بلکه سلب احساس خوب از یک نفر بوسیله حرفها و عیب و ایراد گرفتنن ، نوعی حق الناس محسوب میشود و مطمئنا حق الناس باعث میشود که ما هم در زندگی مان شادی واقعی را پیدا نکنیم و همیشه به دنبال پیدا کردن نقص های زندگی دیگران باشیم تا با اثبات برتریِ خودمان، یک شادیِ کاذب را تجربه کنیم.
وقتی میخواهیم عیبجویی کنیم و شروع به ایراد گرفتن از لباس و اندام و خانه و زندگی و وسایل و … دیگران کنیم؛ چند نکته یادمان باشد:
۱-عیبجویی یک گناه بزرگ است و رفتاری است  که مورد پسند خداوند نیست. زبانمان را از این گناه حفظ کنیم.
۲- به همان میزانی که عیبجویی میکنیم و از دیگران ایراد میگیریم، به همان میزان هم ثابت میکنیم که ما فرد حسودی هستیم که بخاطر حسدی که در وجودمان است، نمیتوانیم زیباییها و خوبیهای دیگران و موقعیتشان را ببینیم، پس به دنبال عیب و ایراد میگردیم تا با کم جلوه دادن آن، احساس برتری خودمان را ارضا کنیم. از آنجایی که عیبجویی نتیجه حسادت و عداوت است، پس بهتر است برای درمان حسادتمان، هر چه زودتر به دنبال راه حلی باشیم. چرا که حسادت مادرِ همه ی گناهان است.
۳- یادمان باشد زندگی، ظاهر، موقعیت، خانه و وسایلهای خودمان هم ممکن است پر از عیب و ایراد باشد، اینکه کسی به روی ما نیاورده دلیل نمیشود که خودمان بدون عیب و ایراد باشیم و این اجازه را به خودمان بدهیم که از دیگران عیبجویی کنیم تا ثابت کنیم داراییهای ما بهترین و بی نقص ترین است. بلکه دیگران ادب و حرمت نگه داشته اند و نخواسته اند که ما نسبت به چیزی که احساس خوب و رضایت داریم، دلزده شویم. پس ما هم مانند آنها رفتار کنیم.
۴- هیچوقت برای فخرفروشی و اثبات اینکه خانه و دارایی و ظاهرمان، بهتر و با کیفیت تر از دیگریست، به دنبال پیدا کردن عیب و ایراد کسی نباشیم. اگر دارایی ما واقعا خوب و با کیفیت است، پس عیان است و نیازی به اثبات آن نیست. آن هم اثبات از طریق عیبجویی و تحقیر دیگری که چه بسا با دل شکستن کسی باعث شویم دارایی بی عیب و نقص و با کیفیتمان، پر از عیب و نقص شود.
۵- هیچوقت هیچوقت هیچوقت به دنبال ایراد گرفتن از چیزی نباشیم که شخصی به شخص دیگری هدیه داده. این بزرگترین بی انصافی در حق هدیه دهنده است. وضعیت میشد به نحوی باشد که آن هدیه اصلا وجود نداشته باشد اما این لطف دیگری بوده که پای هدیه ای به میان آمده است. مخصوصا اگر هدیه از نوعی باشد که رفاه دیگری را تامین میکند. هیچوقت از هدیه و لطف دیگری، عیب و ایرادی نگیریم.
خدا نکند از آن دسته آدمهایی باشیم که برای توجیه کردن کم کاریهای خودمان، لطف و مهربانی دیگری را زیر سوال ببریم و کم ارزش جلوه دهیم. خدا نکند جزء آن دسته مردمانی باشیم که اندک کارمان را بارها بارها یادآوری کنیم که چقدر به زحمت افتاده ایم و تا آخر عمر منتش را بر سر دیگری بگذاریم اما به دنبال ایراد گرفتن از محبت و لطف دیگران باشیم. خدا نکند…

اگر نمیتوانیم از عهده وظیفه مان بربیاییم و برایمان مقدور نیست، حداقل کاری که میتوان برای جبرانش بکنیم این است که مراقب زبانمان باشیم و دلی را نشکنیم. محبت و لطف دیگران را کم ارزش نکنیم. به دنبال عیب و ایراد دیگران نباشیم. روز کسی را خراب نکنیم و با حرفهایمان آرامش را از زندگی کسی ندزدیم. چرا که همین حرفهای به ظاهر ساده و همین ایرادهایی که برای خنک شدن دلمان بر زبان جاری میسازیم، میتواند باعث بوجود آمدن اختلاف جدی در زندگی طرف مقابلمان شود و آن را از هم بپاشد.

و در مقابل، اگر کسی از شما عیبجویی میکند و مدام به دنبال پیدا کردن ایرادات شما و زندگیتان است، سعی کنید نسبت به گفته های آن فرد بی تفاوت باشید و تمرین کنید که با حرفهایشان شادی را از خودتان نگیرید. همه ی انسانها از جمله من، وقتی کسی از خودم و داشته هایم که برایم عزیز هستند و دوستشان دارم، ایرادی میگیرد، ناراحت میشوم و دلم را غم فرا میگیرد و این امری طبیعی است. اما دارم سعی میکنم در مقابل این رفتار کمتر دچار این حالت شوم. چرا که هدفِ اکثر افراد عیبجو، ناراحت کردن طرف مقابل است. من اینگونه  رفتارها را میگذارم به حساب حسادتِ آن شخص و برای رهایی اش از حسد، دعا میکنم. از طرفی وقتی میبینم در کاری یا چیزی افراد عیبجو مدام به دنبال وارد کردن عیب و ایراد هستند، مطمئن میشوم که آن داراییِ من و یا آن کارِ من کاملا بی عیب و نقص است اما چون دیگری چشمِ دیدنِ آن را ندارد، مجبور میشود به نحوی خود را برتر نشان دهد و اولین راه حل برای این افراد عیبجویی است. مَثَلِ همان گربه و دیگ گوشت است.

و همیشه آن احساسِ ناخوشایندی که در پس عیبجویی دیگری از ما بوجود می آید را بخاطر بسپاریم و هر وقت میخواهیم لب به عیبجویی باز کنیم، آن احساس را به یاد آوریم و نگذاریم شخص دیگری به خاطر عیبجوییِ ما دچارِ آن احساس شود. همین امر باعث میشود که شادیِ خود را بیشتر کنیم چراکه مانع از سلب شادی دیگری شدیم.

به جای عیبجویی از دیگران، به دنبال عیب و ایرادات خودمان باشیم و سعی در برطرف کردن آن کنیم. اگر  لباس و پوشش کسی را نپسندیدیم و خواستیم زبان به عیبجویی باز کنیم، اول نگاهی به لباس و پوشش خود بیاندازیم و سعی کنیم عیب های خود را برطرف کنیم. اگر از اندام و ظاهر و صورت کسی خواستیم ایرادی بگیریم، اول خود را در آینه ورانداز کنیم و بعد فکر کنیم آیا این اجازه را داریم که از اندام دیگری ایراد بگیریم یا خیر؟ اگر وارد خانه ی کسی شدیم و و مورد پسندمان نبود وخواستیم ایرادات خانه را مطرح کنیم، اول به خانه ی خودمان فکر کنیم که آیا خانه ی بی عیب و نقصی داریم یا نه؟ امام علی علیه السلام میفرمایند :«هر کس عیب خود را ببیند از پرداختن به عیب دیگران باز ایستد» و همچنین میفرمایند :« بدترین مردم کسی است که دنبال عیبهای مردم باشد و کور عیبهای خود» و « دشمن ترین مردم، عیبجویان هستند.» با این اوصاف آیا جایز است که ما به دنبال عیبهای دیگران باشیم؟ پس بهتر است برای احترام به خود و رضایت خدا و شادی زندگیمان، قول و قراری بگذاریم که دیگر این کار را انجام ندهیم.

رمز سوم شاد زیستن را فراموش نکنیم. عیب جویی ممنوع !

و چه زیبا سروده ابوسعید ابوالخیر:

آنرا که حلال زادگی عادت و خوست

عیب همه مردمان به چشمش نیکوست

معیوب همه عیب کسان می‌نگرد

از کوزه همان برون تراود که دروست