خداحافظ آتنا!

بسم الله النور

قتل آتنا اصلانی، دل همه را به درد آورد. .

.

.

وجود حیوان صفتهایی همچون قاتل آتنا، دل آدمی را از زندگی و زیبایی هایش هم میزند و حس ناامنی و وحشت را تقویت میکند.  بحث تجاوز آن هم به کودکان در کشورهای اسلامی، بیشتر نهی شده و اگر خبرش بپیچد، توجه های بسیاری را به خود جلب خواهد کرد. مهم نیست که در کشورهای غربی روزانه چه تعداد کودک مورد تجاوز قرار میگیرد، اما پای کشوری مثل ایران که به میان می آید، همه دایه مهربان تر از مادر میشوند و دم از حقوق بشر نقض شده در ایران میزنند.

واکنش های صورت گرفته از دوسوی این قضیه قابل تأمل است. افراط و تفریط هایی که هر گروه برای اثبات عقاید و خواسته های خود دست به دامن موضوعی همچون قتل یک دختربچه بی گناه میشوند و برای کوبیدن همدیگر، به هر چیزی حتی اگرتجاوز به کودکی به بدترین وضع ممکن باشد چنگ میزنند تا حرف خود را به کرسی بنشانند. مشکل کشور ما هم همین افراط و تفریطهای دو گروه است. از سویی به بهانه ی سند ۲۰۳۰ و از سوی دیگر به بهانه ی بی حجابی، پرده روی یک معضل اجتماعی دیگر می اندازند و به جای اینکه به دنبال راه حل صحیح باشند، فقط برای کوبیدن هم تلاش میکنند تا به حق بودن خود را ثابت کنند.

ابتدا به موضع کسانی میپردازم که که قتل آتنا را بهانه ای قرار داده اند تا بگویند این در نتیجه ی عمل نکردن به سند آموزشی ۲۰۳۰ است. آنهایی که نگران سند ۲۰۳۰ هستند و قتل آتنا را به آن ربط میدهند، میگویند اگر با ۲۰۳۰ مخالفت نمیشد و مفاد آن اجرایی میشد، الان آتنا ها و ستایش ها مورد تجاوز قرار نگرفته بودند و به زندگیشان ادامه می دادند.

این افراد دو دسته هستند. دسته ی اول کسانی هستند که اصلا هیچ آشنایی با سند ۲۰۳۰ ندارند. فقط ادای آدم های روشنفکر را در می آورند که از قافله عقب نمانند. مخالفت میکنند و خود را تحصیلکرده و موافق با رشد و تربیت کودکان مبتنی بر استاندارهای جهانی و بین المللی میدانند و فکر میکنند هر چه بیشتر از سنتها و آیینها و اسلام فاصله بگیرند، شأن اجتماعی و درجه روشنفکری بالاتری خواهند داشت. اینان حتی متن سند را هم مطالعه نکرده اند و اگر الان آن متن را بخوانند خواهند گفت که در این سند اشاره ای به آموزش جنسی به کودکان نشده است و از ربط دادن این موضوع به قتل آتنا عاجز خواهند شد و در افکار گیج خود فرو خواهند رفت.

سند ۲۰۳۰ ظاهر زیبایی دارد. متنی انسان دوستانه که خواستار رفاه همه مردم جهان است و در هفده بند بسته شده است. هر کس این متن را بخواند آن را بدون عیب خواهد دید و یک منشور کامل خواهد دانست که در صورت تحقق، همه مردم جهان به حقوق یکسان خواهند رسید و در انتظار آینده ای پر از صلح و دوستی و رفاه و برابری و به دور از فقر و گرسنگی و بی سوادی و تبعیض خواهد بود. متنی که هیچ حرفی از آموزش جنسی به آنگونه که مدافعان آن برای قتل آتنا عَلَم کرده اند، نمی زند. در اینجاست که باید گفت این متن بسیار زیبای بشردوستانه، لایه های پنهانی دارد که میتوان آنها را از مقالاتی که برای توضیح هر بند به رشته تحریر درآمده، یافت. در رابطه با آموزش و تربیت کودکان، جای بحث بسیار است. آنهایی که موافق این هستند که از بیرون دستورهای آموزشی و تربیتی برای کودکان سرزمینمان داده شود، لابد به این موضوع هم واقف هستند که این آموزش ها بر اساس سنت و مذهب حاکم در کشور ما که اکثریت جامعه از آن تبعیت میکنند، نخواهد بود.

آنهایی که میگویند اگر سند آموزشی ۲۰۳۰ برای کودکان اجرایی میشد، در آن لحظه آتنا میدانست چگونه از خود دفاع کند و الان به زندگی خود ادامه میداد، چه خیال خامی را در سر خود میپرورانند. اولا که آموزش امنیت جنسی ( و نه مسائل جنسی) به کودکان یکی از مواردی است که والدین و بخصوص مادرها باید به فرزندانشان آموزش دهند. این بحث مربوط به امروز و فردا نیست. بلکه یکی از ضروریات تربیت کودکان است که همیشه وهمواره پابرجا بوده است و نیازی به آموزش توسط غربیها درباره این مسائل نیست. اینکه قسمتی از بدن خصوصی است و کسی حق دست زدن به آن را ندارد، ربطی به اجرایی شدن یا نشدن سند آموزشی ۲۰۳۰ ندارد. هر کودکی باید در خانواده اش امنیت جنسی را بیاموزد و مطئنا آتنا و امثال آتنا هم این موضوع را یاد گرفته بودند. همین که به کودکانمان یاد میدهیم لباس زیر خود را در مقابل دیگران در نیاورند، کسی اجازه دست زدن  و لمس قسمتهایی از بدن را ندارد و اگر اتفاق افتاد حتما به والدینش اطلاع دهد، هنگام برخورد با غریبه ها احتیاط کند و یا اینکه از یک سنی به بعد همبازی های دختر و پسر تک جنس میشود و خط قرمزهایی که کشیده میشود، همه اینها نحوه ی آموزش امنیت جنسی است که در آموزه های دینی ما مفصل تر و جامع تر مطرح شده است. به طوری که نیازی به بیگانگان برای طرز یاددهی این مسائل نیست.

من تعجب میکنم از منطق کسانی که فکر میکنند اگر این سند اجرایی میشد، آتنا و امثال او، می دانستند که در آن لحظه چگونه از خود دفاع کنند. وقتی یک بیمار جنسی کودکی را می دزد، دست و پایش را میبندد و قدرت دفاع را از او میگیرد تا بتواند راحت کار کثیف خود را عملی کند، هر چقدر هم که به یک کودک آموزش و هشدار داده شود که در جامعه افرادی هستند که به این نحو تجاوز میکنند و این کارهای پلید را انجام میدهند، باز هم فایده ای ندارد.

در ایران و کشورهای اسلامی وجود همچه اتفاقی سروصدا به پا میکند و واقعا دلهایی را به درد می آورد. در غرب که عده ای آنجا را مهد تمدن می دانند و سند ۲۰۳۰ در حال اجرایی شدن است، آنقدر تجاوز و کودک آزاری رخ میدهد که به امری عادی در کنار دیگر جرایم تبدیل شده است. آنهایی که مطالعه بیشتری درباره سند آموزشی ۲۰۳۰ دارند و علی الخصوص درباره لایه های پنهان مسائل آموزش کودکان، لحظه ای فرزند خود را تحت تاثیر چنین آموزش هایی تصور کنند. فرض کنید کودک ۶، ۸ یا ۱۰ ساله ای از نحوه ی آمیزش جنسی والدینش و یا به طور کلی درباره مسائل جنسی مطلع است. آیا با چنین کودکی می توان کودکانه برخورد کرد؟ آیا فکری که مشغول مسئله ای شده که اکنون وقتِ دانستنش نیست، میتوان به چیزی که باید معطوف کرد و انتظار بلوغ زودرس نداشته باشیم؟ این را بر اساس مستندی میگویم که خود غربیها ساخته اند. هنگامی که فرزندان کوچکشان برای اولین بار می فهمند دقیقا به چه نحوی در دل مادرهایشان بوجود آمده اند و به چه ترتیبی به دنیا آمده اند. عکس العمل همگی بچه ها در چند چیز خلاصه میشود؛ شوک، تعجب، بستن گوشها، متنفر شدن از والدین و تغییراتی که در روح و جسمشان پدیدار میشود و ادامه خواهد داشت.

چرا با روحیه کودکانمان بازی کنیم و آنها را وارد وادی کنیم که به صلاحشان نیست؟ چرا افکار معصومانه و رویاهای کودکانه را با اینگونه آموزشهایی که مناسب سن شان نیست، بدزدیم؟ چرا اجازه ندهیم روند طبیعی رشد خود را طی کنند؟ فیلم ها و انیمیشنها و بازیهای کامپیوتری به اندازه کافی بلوغ زودرس در کودکان ایجاد کرده است. چرا حالا با دستهای خودمان این بلوغ را به سنهای پایینتر کودکی بکشانیم؟ چرا وقتی لواط و همجنس بازی در قرآن و مذهبمان به شدت نهی شده است، اجازه دهیم به کودکانمان آموزش داده شود که خانواده هایی در چنین قالب هایی هم میتواند تشکیل شود؟ چرا باید با عادی سازی همه مسائل، قبح قضایا را بشکنیم؟ چرا اینطور برداشت میشود که هر چه از اسلام و دستوراتش فاصله گرفته شود و کودکان بیشتر غرق در تربیت غربی شود، با کلاس تر و داناتر خواهند بود؟ ممکن است بعضی از مذهبی راه اشتباه را برای تربیت فرزندانشان در پیش بگیرند و با افراطشان کودک را آنقدر محدود کنند که هیچ هنری را نیاموزد اما کار اشتباه چند نفر به پای همهی تفکرات و اصل دینی نباید نوشت. در کنار مطالعه همه کتابهای تربیتی غربی، نگاهی به نظرات اسلامی انداختن هم راه دوری نمی رود.

تفکر مقابل این موضوع، متعصبهای خشک مذهبی هستند که بیشتر وقتها میخواهند از خدا و پیغمبر هم در مسلمانی سبقت بگیرند. می گویند قتل آتنا بخاطر سهل انگاری مادرش بوده که از کودکی او را اجبار به داشتن حجاب نکرده است و چادری تربیت نکرده است. میگویند در تربیتش سهل انگاری کرده اند و باید برای آتنا محدودیت ایجاد میکردند چرا که دخترها و زنها خودشان باید مواظب امنیتشان باشند.

این حرفها باعث میشود قلب داغدیده ی مادر و پدری که در سوگ فرزندشان نشسته اند بیشتر به درد آید. هر چیزی به اندازه اش قابل قبول است. بیشتر که شود از لب بام پرت شدن است. حتی اگر آتنا با چادر و پوشیه هم در شهر حضور پیدا میکرد، گرگی که شهوت جلوی چشمهایش گرفته است، برایش فرقی نمیکند طعمه اش در چه پوششی باشد. کاش کمی به دور از تعصب و منطقی و عاقلانه تر به این قضایا نگاه کنند. همانقدر که دختران و زنان جامعه را محکوم میکنند و محدودیتهایی برایش قائل میشوند، به مردان و پسران جامعه هم مفهوم غیرت و ناموس را به درستی آموزش دهند. جای محکوم کردن دختربچه ی ۷ ساله برای نداشتن چادر، آن فرد شهوت پرست را محکوم کنند و به دنبال چاره ای باشند تا دیگر از این ارازل در اطراف زندگی هیچ دختر بچه ای حضور نداشته باشد. به پسران تازه به بلوغ رسیده  بیشتر توجه کنند و فکری برای تفریحاتشان شود تا معتاد کلیپ ها و فیلم ها و عکسهای مستهجن نشوند که نقطه شروع فاجعه ها همینجاست. چرا اکثر مساجد کشور جایی فقط برای نماز خواندن شده و باقی روز درب آن بسته است؟ چرا نباید تبدیل به مکانی برای یادگیری و تفریح های اسلامی نوجوانان و جوانان شود که درس های اسلامی بیاموزند؟

حضور شیطان و وسوسه هایش در بین کسانی که خود را برتر و کاردرست تر از دیگران میبینند، بیشتر است. شیطان به افراط در عقاید و افکار تشویق میکند تا افراد متعصب شکاف بیشتری در جامعه ایجاد کنند و دودستگی بیشتری بوجود بیاید. این باعث میشود که کسانی که آدرس اشتباه میروند وفکر میکنند دشمنان ما خیرخواه هستند، راحتتر اهداف دشمنان را عملی سازند. همه با هم باید برای اعتلای مملکت و مذهب و آیین مان تلاش کنیم. همه مان ایرانی و مسلمان هستیم. نباید طوری رفتار کنیم که عده ای از مذهب زده شوند و آمال و آرزوهای خود را در بی مذهبی دشمنان ببینند. همچنین نباید طوری افراط گونه رفتار شود که پای روی همه فرهنگ های اصیلمان بگذاریم که دیگرانی که دغدغه های به جای مذهبی را دارند، با تغییرات مفید و تکنولوژی مخالف گردند. عقاید و تفکرات مختلف وقتی در کنار همدیگر قرار میگیرند، هر کدام در حد ضرورت و نیاز پررنگ میشود و جلوی افراط و تفریط ها گرفته میشود وبه یک هدف جامع ختم خواهد شد. بدین گونه برای مشکلات و معضلات کشور یک سندِ ملی تنظیم خواهد شد که صدبرابر بهتر از سندهای تنظیم شده توسط بیگانگان است.

این را هم باید بگویم که کسانی که مدعی حقوق بشر و مخالف اعدام هستند، درباره اعدام قاتل آتنا چه نظری دارند؟ آیا باز هم میخواستند کمپین راه اندازی کنند که خواستار لغو اعدام او شوند؟ درست است با اعدام او همه چیز درست نمیشود، اما مجازاتی است شرعا و قانونا باید انجام شود. وجود همچه موجوداتی در جامعه ولو در یک زندان برای ابد، شر است و شر را باید محو کرد تا درس عبرتی شود برای کسانی که فکر میکنند میتوانند خواسته های شیطانی خود را به هر نحوی پاسخگو باشند.