کشف استعدادها

بسم الله النور
discover your ability WWW.ElhamBanoo.Com

هر روزم را با یاد تو آغاز میکنم تا یاری ام کنی روزی ام رزقی حلال باشد.

.
.
.
تا حالا به توانایی ها و کارهایی که بلد هستید فکر کردید؟ خیلی از ماها توانایی زیادی داریم که بلااستفاده موندند و توی زندگی روزمره مون ازشون هیچ استفاده ای نمیکنیم. آنقدر به توانایی ها و استعدادهای نهفته مون سر نمیزنیم که کم کم اون رو فراموش میکنیم و مهارتش رو از دست میدیم. این بزرگترین ظلم در حق خودمون و آیندمونه.

بیایید از امروز مهارتها و توانایی ها و کارهایی که از دستمون بر میاد رو لیست کنیم. این میشه لیست اول. همه ی کارهایی که بلد هستیم، حتی اگه به نظرمون یه فعالیت بی ارزشی باشه. توی یک برگه ی دیگه کارها و فعالیتهایی که بهش علاقمندیم رو بنویسم که میشه لیست دوم. بعد بشینیم روی هر دو برگه فکر کنیم. خیلی وقتها یک توانایی بالفعل ما میتونه زمینه ساز یکی از توانایی های بالقوه مون باشه. منظورم اینه که ممکنه اون مواردی که توی لیست اول نوشتیم کمک کنه تا به مواردی که توی لیست دوم نوشتیم برسیم. من معتقدم وقتی به کاری علاقه پیدا میکنیم، توانایی انجام اون کار بطور ناخودآگاه در درونمون وجود داره و برای همینه که به سمت اون کشیده میشیم و بهش علاقه نشون میدیم.

اگر این کار رو انجام بدیم متوجه میشیم که چه توانایی ها و سرمایه های بزرگی خداوند در اختیارمون قرار داده که به تنهایی میتونیم به یک فرد موفق تبدیل بشیم که روی پای خودمون ایستادیم. اینکه کسی بتونه در نتیجه کار و فعالیت خودش درآمدی داشته باشه هرچقدر هم کم باشه، خیلی ارزشمنده و حس خوبی به انسان میده. حتی اگر به اون درآمد احتیاجی نداشته باشیم و همه چیز برامون فراهم باشه، نگذاریم بخاطر رفاهی که داریم، مهارت ها و استعدادهامون رو نابود کنیم. یه روزی یه وقتی یه جایی متوجه میشیم چقدر بکارمون میاد. یه کسی که توی یک زمینه ای حرفه ای شده باشه و تجربیات زیادی داشته باشه، بالاخره متخصص اون کار میشه. هر کاری که باشه و این خودش یک امتیاز برای اون فرد محسوب میشه.

از خدا بخواهیم توی این راه کمکمون کنه. یا علی بگیم و توی این مسیر راه بیوفتیم. صبح به صبح فقط از خودش کمک بخواهیم و بعدش حرکت کنیم. اینکه فقط بخواهیم کمکمون کنه، هرچقدر هم نذر کنیم و نماز بخونیم فایده نداره. اینجوری انگاری داریم خودمون رو مسخره میکنیم. بعد از اینکه کمک خواستیم باید برای محقق شدن خواسته مون تلاش کنیم تا خدا به کارمون برکت بده. با دست رو دست گذاشتن و منتظر این بودن که یه کیف پر از پول از آسمون بیوفته توی دامنمون، به هیچ جایی نمیرسیم و جز یأس و ناامیدی هیچ نتیجه ای نداره. برای شخصیت خودمون احترام قائل باشیم و خودمون رو مسخره نکنیم.

من هیچ وقت مترجمی رو به چشم یک شغل نگاه نمیکردم. چند وقت پیش یکی از دوستانم از من خواست بجای اینکه کافی نت ها یکی از مقالات مربوط به تحقیقش رو براش ترجمه کنن من این کارو انجام بدم؛ تا بتونه از مطالبش استفاده کنه. چون قبلا به کافینتها سپرده بود و هزینه گزافی ازش گرفته بودند و ترجمه دقیقی تحویلش نداده بودند. من قبول نکردم. با خودم فکر کردم وقت ندارم. ولی بعد فکر کردم با خودم. گفتم این هم میتونه یه شغل باشه. چرا قبول نکنم. علاوه بر این اگر من توی این زمینه فعالیتی نکنم، با توجه به اینکه الان دارم ایران زندگی میکنم و استفاده از زبان انگلیسیم خیلی کمه، ممکنه این توانایی رو فراموش کنم و مهارتم رو در زمینه زبان انگلیسی از دست بدم. باهاش تماس گرفتم و قبول کردم. الان حس خیلی خوبی دارم. درست شبیه همون حسی که اولین عروسک دستسازم به فروش رفت. مطمئنم مهارت ها و توانایی دیگه ای هم دارم که منتظر کشف شدن هستند تا مورد استفاده قرار بگیرند و منو در مسیر زندگیم به پیشرفتی عظیم برسونند.

در زمینه کار، الگوی زندگیم پدرم هستند. از کوچیکی همه توانایی و پشتکار خودش رو خرج کرد و در گرمای عرق ریزان پول زور بازوی خودش را جمع کرد و در نهایت با تلاش و کوشش زیاد به حدی رسید که بتونه زندگی خوبی نه تنها برای خانواده خودش که افرادی که توی فامیل محتاج بودند، فراهم کنه. من هم همیشه دوست داشتم درآمدی داشته باشم که از توانایی های خودم بدست میاد. بدونم که دستمزد عرق ریختن و وقت گذاشتنم برای اون کاره. این جمله « از تو حرکت، از خدا برکت» اولین بار از پدرم شنیدم. از همون کوچبکی این توصیه و نصیحت را به هممون میکردو میکنه. این جمله شده سرلوحه زندگیم.

شدیدا معتقدا باید از صفر شروع کرد تا توی کاری موفق بشیم. اما لازمه ش اینه که دست بکار شیم و راه بیوفتیم برای انجام دادن اون کار. به این جمله همه شدیدا معتقدم که « اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود.» شاید الان هزینه این ترجمه ای که برای دوستم انجام میدم خیلی خیلی ناچیز باشه. اما از همین درآمدهای ناچیز میشه به جایی رسید که بتونیم دست نیازمند دیگران هم بگیریم و سبب خیر توی زندگی دیگران بشیم. آیا حسی آرامش بخش تر از این سراغ دارید؟ باید هدفمون رو خدایی کنیم و صبح صبح با یاد خودش کار و تلاش اون روزمون رو شروع کنیم. شاید شما خطاط ماهری هستید که هیچوقت به چشم درآمد به اون نگاه نکردید. شاید یک شیرینی پز خوبی باشید و بتونید یک قنادی خونگی راه اندازی کنید. شاید یک خیاط با ایده های نو باشید. شاید مقاله نویس و نویسنده ی خوبی باشید. باید اول از همه خودمون رو بشناسیم و استعدادها و تواناییهامون رو کشف کنیم.

به امید روزهای پر از رزق و روزی حلال که با یاد و کلام خدا آغاز کردیم.