پالایش یخچال

بسم الله النور
multi-breakfast-www-elhambanoo-com-elhamfb
یک صبحانه مفصل با خوراکیهایی که ته یخچال قایم شده بودند…

.
.
همیشه سعی میکنم که خریدهای هفتگی ام به اندازه هفت روز هفته باشد. چیزی که مطمئنم مصرف نمیشود، تهیه نمیکنم. مخصوصا خوراکیهایی که باید در یخچال یا فریزر نگهداری شود؛ مثل لبنیات، میوه و سبزیجات، خمیر و پنیر پیتزا، گوشت و… .

غذای روزانه را به اندازه همان وعده میپزم و اغلب اوقات همان وعده ناهار، تمام غذایی که پخته ام تمام میشود و اگر چیزی باقی بماند برای شامِ همان شب خورده میشود. خیلی کم پیش می آید که برای روز بعدی چیزی از غذا باقی بماند و در یخچال بگذارم. از اینکه غذای مانده را در یخچال نگه دارم خوشم نمی آید. برای همین سعی میکنم غذا به اندازه دو نفر تهیه کنم و اکثرا موفق بوده ام. از نگهداری غذا در فریز برای مدت طولانی هم خوشم نمی آید. گوشت و سبزیجات خام فرق می کند با غذای پخته ای که برای روزها و حتی ماه ها در فریزر نگهداری شود. ممکن است گوشت و سبزیجات خام را برای دو هفته یا کمی بیشتر هم در فریزر نگه دارم. بستگی به این دارد که مقدار موادی که خریداری میشود، برای چند وعده بتوان بسته بندی کرد.

اما وقتهایی که مهمان داریم، مجبورم که اضافه ها را در یخچال و برای روز بعد نگه دارم. اندازه گیری مواد اولیه برای یک وعده دو نفره را میدانم و خوب از پسش برمی آیم اما وقتی مهمان داشته باشم، ترس از اینکه نکند غذا کم بیاید، برای اندازه گیری دقیق دچار مشکل میشوم. شاید باید مهمانی های زیادی برگزار کنم تا در این مورد هم دچار اشتباه نشوم. مخصوصا مهمانهایی که برای چند روز مهمان خانه ام هستند، بیشتر در این مورد دچار مشکل میشوم. در این مواقع باید دست به پالایش یخچال بزنم و همه چیز را ساماندهی کنم تا از ریخت و پاش و بی نظمی موجود در یخچال جلو گیری کنم.

مثلا:
چند وقت پیش، پدرم و خواهرم به همراه خانواده اش برای چهار روز مهمان خانه ام بودند. برای مهمان باید هرآنچه که آنها میپسندند فراهم کرد. همانطور که وقتی من مهمان آنها هستم و برایم سنگ تمام میگذارند، من هم باید محبتهایشان را در حد و توان خودم جبران میکردم. برای وعده صبحانه چند نوع پنیر و مربا تهیه کردیم و مواد دیگری که برای یک وعده کامل صبحانه مناسب باشد. با اینکه من و همسرم اهل مربا نیستیم و چند وقتی است که مذاقمان فقط با پنیر لاتکتیکی سازگار شده، اما سعی کردیم طبق میل مهمانهایمان پیش برویم. بعد از آنکه مهمانهایمان به خانه شان برگشتند، ما ماندیم و سکوت خانه و دلتنگی و البته یک یخچالی که مقدار زیادی از انواع خوراکیها بصورت نصف و نیمه باقی مانده بود. چند روز اول به همان صورت گذشت. کم کم از شلوغی و دست و پاگیری یخچال خسته شدم. یک روز صبح همه خوراکیهایی که برای صبحانه مهمانهایم تهیه کرده بودم را از یخچال بیرون آوردم. هر کدام به مقدار کمی در جعبه خودشان، فضایی از یخچال را اشغال کرده بودند.
ظرفهای اردوخوری را گذاشتم کنار دستم و در هر قسمت، یکی از خوراکیهای صبحانه را پر کردم. پنیر خامه ای و پنیر لبنه هر کدام به اندازه چند لقمه باقی مانده بود اما در جعبه های بزرگشان، یخچال را شلوغ کرده بودند. حتی آن شیشه زیتونی که بخاطر ریز بودن زیتونهایش، ته یخچال قایم شده بود و بلامصرف مانده بود هم بیرون آوردم در قسمت دیگری از ظرف ریختم. یک تکه کره هم در فریزر جا خوش کرده بود، آن هم گزینه ی خوبی بود که به همراه باقیمانده مربای صبحانه مهمانها، مصرف شود. یک حلوه ارده مربوط به صبحانه های مجلس امام حسین (ع) و مقداری خرما در یکی از جعبه های نیمه ی خرما گزینه های بعدی بودند. همه اینها را در ظرفهای اردوخوری یکجا جمع کردم، دیدم نسبت به فضایی که از یخچال اشغال کرده اند، آنچنان هم زیاد نبودند. یخچال خلوت شد و ما یک صبحانه مفصل به همراه چای دارچینی خوردیم. ولی باز هم کمی از صبحانمان در ظرف باقیماند که با یک سلفون آن را پوشاندم و تا عصر در یخچال نگهداشتم و عصر همان روز، به عنوان عصرانه میل کردیم.
به این ترتیب، اجازه ندادم که مواد آنقدر در یخچال بمانند که خراب و فاسد شود و مجبور به دور ریختن و اسراف آنها شوم و بی نظمی یخچالم مرا آشفته کند.

باید برای وقتهایی که مهمان زیادی برای ناهار یا شام هم دعوت میکنم؛ فکری کنم. مثلا خواهرم وقتی بعد از مهمانی، غذای دست نخورده زیادی باقی می ماند، آنها را در ظروف یکبار مصرف بسته بندی میکند و شوهرخواهرم همان شب آنها را به دست نیازمندانی میرساند که در کوچه و خیابانهای شهرشان حضور دارند. آنقدر اینکار را انجام داده است که آنها را به خوبی میشناسد و دیگر به دنبالشان نمیگردد.
اما برای ما که اول زندگیمان است و حواسمان باید بیشتر به دخل و خرجمان باشد، بهترین راه این است که هر چه زودتر مقدار دقیق اندازه گیری برای یک وعده غذا برای بیشتر از دو نفر دستم بیاید که اگر قرار باشد چیزی از آن باقی بماند در حد یک وعده غذایی دو نفره باشد.

پی نوشت:
دوست داشتم تجربه ام را در این زمینه به اشتراک بگذارم، شاید برای یکی از خواننده های وبلاگم مفید باشد.