بانی

عکس

اسم این خانم خرگوشه رو « بانی / bunny» گذاشتم. وقتی داشتم میدوختمش، زیاد امیدوار نبودم که خوب از کار دربیاد. ولی امروز ظهر که نشون ِ بابا دادم، بابا کلی خوششون اومد و برعکس همیشه که میگفتن به چشمات و بدنت آسیب میرسونی با این دوخت و دوزها؛ این بار گفتند که خیلی بامزه شده و پیشنهاد دادند برای ۴ تا دخترهای خواهرا و داداشم مثل هم بدوزم.

ولی خب من دوست ندارم چیزهای شبیه به هم رو درست کنم. خسته کننده میشه. ضمن اینکه اون انرژی که برای خلق ِ اولین اثر هس برای آثار تکراری نیست.

عکس

البته در نظر دارم ۴ تا عروسک شبیه به هم ولی متفاوت از هم بدوزم. درست مثل این دوتا دوست که شبیه بهم هستند اما متفاوتند :)

عکس

طرح اولیه رو یکی از پیج ها به اشتراک گذاشته بود و بعد به دنبال سایت سازنده ی عروسک گشتم و متوجه شدم ایده اش از یک خانم هس که در عکس پایین میتونید طرحی که من از روش سعی کردم مشابه اش رو بسازم رو ببینید.

عکس

ولی من فکر میکنم که اون چیزی که خودم دوختم خیلی بانمک تر و تو دل برو تر هس. همون قصه ی سوسکه که قربون صدقه دست و پای بلوری ِ بچه اش میرفت D:

عکس

این هم الگو برای کسانی که دوست دارند شبیه اش رو بسازند :)