ولایت عشق

بسم الله النور

wilayat eshq Elham FB WWW.ElhamBanoo.Com-

سریال ولایت عشق، قسمت اول، بخش آغازین

.

.

 

عیسی جلودی : ای امیر مومنان، این اسرا را که می‌بینید از بزرگان و سرکردگانِ همان قومی هستند که از اطاعت خلیفه مسلمین سرباز میزدند و سالهای سال در این نواحی، مردم را علیه شما میشوراندند. بر آنها تاختیم، خانه و کاشانه شان را به آتش کشیدیم، زنانشان را اسیر کردیم، کودکانشان را به غلامی فروختیم و طایفه شان را از صحنه روزگار محو کردیم. اکنون این بخت برگشتگان منتظرند تا سرنوشت خویش را از زبان  زعیم عالیقدر و بزرگوار مسلمین بشنوند.

هارون الرشید ( خطاب به اسیران): از کدام طایفه هستید؟

اسیر اول: چرا از طایفه ما میپرسی؟ از اصل و نسب‌مان بپرس.

هارون الرشید: خب بگویید اصل و نسب‌تان چیست؟

اسیر دوم: ایرانی هستیم.

هارون الرشید: پس عجمید! عجم چنان جسارت یافته که بر صاحبان خویش خروج کند؟

اسیر اول: آیا تو خود را صاحبِ ما می‌دانی؟

هارون الرشید: نیستم؟ مگر من عرب نیستم؟ مگر اعراب سالها پیش شما را به اسارت خویش درنیاوردند؟

اسیر سوم: نه، این رسول الله (ص) بود که هم شما را از جهالت نجات داد و هم ما را مفتون خویش ساخت. همین.

هارون الرشید: همین؟ مگر اعراب بر شما پیروز نشدند؟ سرزمین‌تان را مسخر نکردند و اطاعت خویش را برا شما واجب نگردانیدند؟

اسیر اول: نه، این اطاعت از اسلام بود که ما خود بر خویش واجب گرداندیم.

فضل ابن ربیع: ای زندیق؛ امیرالمومنین،هارون الرشید، مظهر همان اسلامی‌ست که تو از اطاعتش دم میزنی.

اسیر دوم: او به کدام حجت خود را امیر ما می‌داند؟

اسیر اول: نزدیک تر از او به خاندان رسول الله کسانی هستند که توسط او و پدرانش به بند کشیده شدند، به محبس افتاده اند و به شهادت رسیده اند.

هارون الرشید: پس از علویان هستید!

اسیر سوم: آری، ایرانی هستیم، پیرو رسوالله ایم و دوستدار اهلبیت او. همین را میخواستی بدانی؟

هارون الرشید: آری، همین را میخواستم بدانم.

[ با اشاره ای از سوی هارون الرشید، سربازان به سمت اسرا هجوم آورده و آنها را به شهادت میرسانند]

هارون الرشید [در حال نجوا با خود]: علی ابن موسی الرضا. اگر از این بیماری نجات یابم، لحظه ای او را آرام نخواهم گذاشت.