وقتی دلی

vaghti deli Elham FB

مسلمانان مرا وقتی دلی بود.

فصل سوم| (۳)| ص ۱۱۲

یکی دو روز گذشت. مصعب باز برای دیدار مسلمانان و شنیدن حرف‌های آنان راهی اطراف مکه می‌شد. به هر جا که قبلا رفته بود سر می‌زد، ولی هیچ نشانی از مسلمین نمی دید. نگران بود و گویی چیزی طلب میکرد که حتی فکرش نیز او را می‌هراساند. تردید به همه‌ی جانش دویده بود؛ادامه‌ی همین زندگی یا تصمیم اساسی و بزرگ. اما آیا به همین آسانی می تواند تمامی آرمان ها، اندیشه ها و عقاید موروثی خود را که نسل اندر نسل به او رسیده، رها کند و به دینی جدید درآید که با شجاعت و صراحت همه‌ی اندیشه های پیشین او را پوچ و بی اساس می خواند؟ بسیار سخت بود، به ویژه برای جوانی مانند مصعب. او از طبقه محرومان نبود تا رنج و بی‌نوایی او را به سوی ایمان به دینی جدید سوق دهد. برده ی تحت ستمی هم نبود که ستم فراوان او را به ایمان به دین جدید بکشاند.

فصل هفتم| (۱)| ص ۲۳۲

…مصعب اندکی سکوت کرد. سپس ادامه داد: « تو راهم به اسلام دعوت می کنم.»
ماریه با هیجان سخن گفت: « به خاطر تو مسلمان هم می‌شوم.»
-چنین اسلامی، ارزش ندارد. به خاطر خودت و خدایت بایداسلام بیاوری.

فصل آخر| (۵)| ص ۳۷۵

پیامبر پس از دیدن جسد غرقه به خون حمزه، به سوی شهید دیگری رفت. و آن کسی نبود، جز مصعب بن عمیر. پس از آن که کنار بدن در هم کوفته‌ی مصعب ایستاد، این آیه را تلاوت کرد: «از مومنان مردانی بودند که به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا نکردند. بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راه‌اند و هیچ خود را دگرگون نکرده اند.»

عنوان کتاب: وقتی دلی
پدیدآورنده: محمدحسن شهسواری
ناشر: موسسه فرهنگی شهر ادب

“وقتی دلی” داستان زندگی مصعب بن عمیر است. او اولین معلم قرآن و از شهدای جنگ احد می باشد. این رمان، زندگی مصعب را از سه سال قبل از بعثت تا شهادت مصعب در جنگ احد را روایت میکند؛ رنج ها و سختی هایی که مسلمانان صدر اسلام با آن درگیر بودند و شهامت و ایستادگی که آنها در برابر آزار و اذیت مشرکین داشتند. از همه مهمتر اخلاق و منش واقعی اسلامی که مستقیما از پیامبر اسلام فرا گرفته بودند. حتی لحظه ای تصور آن فضای روحانی بین مسلمانان صدر اسلام هم روح را به پرواز در می آورد.
از خواندن این رمان بسیار زیاد لذت بردم. از اینکه این همه مدت گوشه ی کتابخانه ام بود و من بی اعتنا به کتاب، ناراحت شدم. واقعا رمان خوب و دلنشیتی است. اصلا همه ی واقعیات مربوط به صدر اسلام جذاب و خواندنی است. مخصوصا آنجایی که مصعب از طرف پیامبر ماموریت دارد که به یثرب برود و مردم را به اسلام دعوت کند. حالا این کتاب و زندگی پر فراز و نشیب مصعب همراه با تخیل نویسنده، اثری فاخر را به جا گذاشته است. خواندش مثل یک تلنگر است به منِ مسلمان زاده که بکوشم تا مسلمان تر شوم. ویژگی ارزشمند زندگیِ مصعب این بود که او از سر نداری و مظلوم واقع شدن، اسلام را نپذیرفت. بلکه بهترین آسایش و زندگی را در مکه داشت و هیچ چیزی کم نداشت. و من عاشقِ خواندن و شنیدن این تصمیم های مهم هستم که در زندگیِ اینگونه افراد رخ می دهد.
خواندن این کتاب را به همه ی کسانی که مثل من دوست دارند از مسلمانان صدر اسلام بیشتر بدانند، توصیه میکنند. نه فقط کسانی که دوستدار زندگیِ مسلمانان صدر اسلام که همه ی کسانی که آرمان محمدی در سر دارند.
“وقتی دلی” در ردیف رمان های محبوبِ من قرار میگیرد و ۱۰ امتیاز کامل به آن می دهم. کاش همچه رمان هایی درباره زندگی سلمان فارسی، ابوذر، عمار، و دیگر یاران راستین پیامبر هم می نوشتند.