دخترم

دیروز برادرزاده ام شانه و دو تا کش رنگی داد دستم و خودش روی پام نشست و گفت: عمه موهامو خرگوشی کن.

شانه رو برداشتم و به موهاش زدم. موهای خرمایی رنگ و نرم و صافش. شانه رو گذاشتم کنار و با انگشتام موهاش رو مرتب کردم. چه حس خوبی داشت. محکم بغلش کردم و گفتم : دوسِت دارم عمه. خوشگلِ من.

تو راه برگشتن به خونه به این فکر میکردم اگه اون لحظه موهای دخترِ خودم رو شانه میزدم باز هم همین حس و همین اندازه عشق و محبت توی دلم ایجاد می‌شد یا بیشتر؟

بعد لبخندی نشست رو لبهام و با خودم گفتم مطمئنا بیشتر.

عکس