نعمت سلامتی

بسم الله النور
IMG_20150428_185000
داروهای گرانقیمت

.
.
امروز که رفتیم مرکز سرطان تا داروهای مادرم را برداریم، گفتند بیمه هزینه ی داروها را تقبل نکرده و گفته مخارج مربوط به این بیماری مادرم به حد مجاز رسیده و از این به بعد پرداختِ هزینه ی دارو به عهده بیمار است. دفعه قبل که داروها را برداشتیم، هزینه اش با بیمه بود و از قیمت آن اطلاعی نداشتیم. پدرم گفتند نقدا پرداخت میکنیم و منتظر ماندیم تا داروها را بیاورند. صورت حساب را به همراه داروها تحویلمان دادند و گفتند برویم صندوق برای پرداخت. نگاهم افتاد به مجموع قیمتها. قیمت خیلی بالایی بود. خدا را شکر ما استطاعتِ خریدش را داشتیم اما یک آن دلم رفت پیشِ خانواده های کم درآمد. با همه وجودم از خدا خواستم سلامتی را اول از همه برای آنها قرار دهد و بعد دیگران. اینکه عزیزت در تب و بیماری باشد اما نتوانی برای درمانش کاری کنی، یکی از زجرآورترینِ دردهای دنیا خواهد بود.

توی مسیر برگشت، یادِ حرفِ یکی از آشنایان افتادم که به عیادت مادرم آمده بود. نمیدانم در پست های قبلی درباره اش نوشته ام یا نه. میگفت: « خدا بنده هایش را از دو راه امتحان میکند. یکی پول و دیگری سلامتی. به یکی ثروت میدهد و بعد امتحانِ بیماری جلوی راهش قرار میدهد که ببیند با وجودِ ثروت، باز هم هنگام بیماری شکرگزار خدایش است یا زبان به ناشکری باز میکند. به دیگری سلامتی میدهد و در عوض ثروت کمی؛ تا امتحان شود که وقت نداری و محتاجی، باز هم شکرگزار نعمتِ سلامتی اش است یا فقط بی پولی اش برایش مهم میشود.» نمیدانم این حرف چقدر درست است. از نظر خودم میتوان ایراداتی به آن گرفت. اما هر چه که باشد، از خدا ایمان قوی برای همه ی بنده هایش و خودم میخواهم که به وقت بیماری و بی پولی و امتحان های دیگر، زبان و فکرمان بیراهه نرود و از در ناشکری و نمک نشناسی وارد نشویم و سلامتی کامل و شفای عاجل برای همه ی بیمارها.

هشدار:
این هشدار را بر اساس تجربه های قبلی می نویسم برای آنهاییکه از طعنه و کنایه زدن لذت میبرند و فکر میکنند دیگران حقشان را خورده اند! و خطابم فقط به همان هاست:
اینکه میگویم ما استطاعت خرید داروها را داشتیم، ۵۵ سال زحمت و عرق ریختنِ پدرم در گرمای طاقت فرسای خلیج و تنبلیِ خودتان را فراموش نکنید.